زنهاى خوب و فرشهاى حرير و چشمههاى جارى و . . . خبر ميدهد . اين عذابها و نعمتها ، همين چيزهايى است كه ما در دنيا آنها را تجربه كردهايم و ميشناسيم . حداكثر آن است كه ميگويند : كيفيت عذابها و نعمتهاى آخرت ، قابل مقايسه با دنيا نيست ، ولى بالاخره مرغ ، مرغ است و سيب ، سيب است ؛ هر چند كيفيت سيب آخرت به مراتب بهتر باشد .
سرّ اين گونه تعبيرات اين است كه قرآن براى عموم مردم نازل شده است و عموم مردم نعمت يا عذاب را همين چيزها ميدانند . ما بايد بپذيريم كه انسانها داراى مراتب مختلفاند ؛ همه على مرتضى يا زهراى مرضيه نيستند ، همه بوعلى و صدرالمتألهين نيستند . بسيارى از مردم غير از نان و پول چيز ديگرى نميفهمند . در عذاب هم چيزى جز مار و عقرب و آتش و آب جوشان چيز ديگرى را عذاب نميدانند . از آنجا كه قرآن براى هدايت عموم مردم و تحريك آنان به درستكارى نازل شده است ، به ناچار اين گونه تعبيرات را به كار ميبرد ؛ ولى بعضى انسانها ، لذتها و عذابهايى ، فوق اين لذتها و عذابهاى مادى ميشناسند و از آنها لذت يا رنج مىبرند .
در دوران طلبگى ما ، آقاى خمينى ( ره ) از فضلاى حوزه بودند و در مدرسه فيضيه درس اخلاق ميگفتند . مدرس زير كتابخانه تقريباً پر ميشد . اكثر شركتكنندگان بازارى بودند و حدود 20 - 30 نفر طلبه نيز در اين درسها شركت ميكردند . من نيز در آن درسها حضور داشتم و هنوز برخى از مطالب آن را به خاطر دارم . ايشان ميفرمود : « در حقارت ما همين بس كه خداوند ما را با هلو و سيب و ميوهجات
در پرتو وحى (فارسى) — صفحة 346
مساهمون: السيد عبد الكريم الموسوي الاردبيلي
ص٣٤٦