كتاب نباشد عالم يله و رها مىشود ؟ ! اگر خداوند امام حسين ( ع ) و شمر يا امام على ( ع ) و ابوجهل را با يك چشم نگاه كند چه اتفاقى مىافتد ؟ ! آنهايى كه ميگويند معادى در كار نيست و اين اعمال پوچ است ، آيا به لوازم حرفهايشان خوب توجه كردهاند ؟
عشقى همدانى گفته است :
خلقت من در جهان يك وصلهء ناجور بود * منكه خود راضى به اين خلقت نبودم زور بود
خلق از من در عذاب و من خود از اخلاق خويش * از عذاب خلق و من ياربّ چهات منظور بود ؟
كسانى كه اينطور فكر مىكنند عاقبت ، به پوچى و نيستانگارى ميرسند . اگر كمال و نقصى و بهشت و جهنمى در كار نباشد اين دنيا اصلًا ارزش ندارد و خداوند العياذ بالله ، به قول آن شاعر ، كوزهگرى بوالهوس خواهد بود .
خداوند ميفرمايد خير ، اينطور نيست . حساب و كتاب هست و خيلى دقيق و ظريف انجام مىشود و آنقدر مهم است كه من با همهء قدرت و توانم به اين حسابرسى ميپردازم . روزى خواهد آمد كه همه چيز محو مىشود : مقام ، آرزو ، آمال ، احلام ، خواب و خيالهايى كه داشتيد همهاش از بين ميرود . در اين روز ، من هستم و شما و از شما حساب ميكشم .
حال ممكن است به ذهن انسان خطور كند كه آيا ممكن است در وقت حسابرسى ما فرار كنيم . خداوند ميفرمايد :