دعا ميكنيم و ميگوييم : خداوندا ! مريض ما را شفا بده و يا خداوندا ! به من مال و غذا بده ، اينها همه موارد جزئى است و خداوند مستقيماً با اين امور جزئى سر و كار دارد و به آنها عالم است .
غرض اينكه خداوند هميشه در حال آفرينشگرى است و عالم و جهان هستى دم به دم وابستهء فيض او هستند . مرحوم بلاغى ، شأن را به أمر معنا كرده است . « هو فى شأن » ، اى هو فى أمر من الأمور . خداوند دم به دم احوال و اشياء را تجديد مىكند .
خاطرهاى در باره « كل يوم هو فى شأن »
من در ايام جوانى كتابى در رد بهائيت به نام « جمال أبهى » نوشته بودم . بهائىها فكر كرده بودند كه اين كتاب را يك بهائى نوشته است ؛ زيرا عنوان كتاب فريبنده بود .
اسم مؤلف نيز به صورت اختصارى چاپ شده بود : ع . م . بهايىها فكر ميكردند اين كتاب از كتابهاى بهائيت است و در عرض دو سه ماه همه 10000 نسخهء چاپ شده را خريدند ، ولى بعد متوجه شدند كه اين كتاب در ردّ بهائيت است . پس از مدتى مرا شناسايى كردند و يك نفر از آنها آمد پيش من و گفت : من اين كتاب را به 12 تومان خريدهام ، كتابتان را پس بگيريد و 12 تومان به من بدهيد . من گفتم : كتاب فروخته شده پس گرفته نميشود . گفت : من اين كتاب را ميبرم و پاره ميكنم و در جوى آب مياندازم . گفتم : همهاش را بخر و پاره كن و در آب بينداز . من دوباره چاپ ميكنم و سود بيشترى هم عايدم مىشود . وقتى ديد من اهميت ندادم ، از راه ديگرى وارد شد و گفت : دو سؤال از شما ميپرسم ، اگر جواب داديد من اين كتاب را پس
در پرتو وحى (فارسى) — صفحة 333
مساهمون: السيد عبد الكريم الموسوي الاردبيلي
ص٣٣٣