تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در پرتو وحى (فارسى) — صفحة 332

مساهمون:

ص٣٣٢
است . اينكه ما فكر كنيم خداوند اين عالم را به صورت خودكار آفريده است و اكنون فقط بر آن نظارت مىكند و كار ديگرى ندارد ، تصور غلطى است . خداوند دائماً در حال افاضه است . عالَم ، عالَمِ شَوَنْد و صيرورت است ، نه عالم بودن . موجودات عالم همواره در حال خَلع و لَبس صورت‌هاى جديد هستند . هر لحظه ، وجودِ آنها افاضه مىشود و همان لحظه ، آن وجود معدوم مىشود و وجود ديگرى افاضه مىشود و همينطور وجودهاى پى در پى افاضه ميشوند و چون اين وجودها اتصال دارند ، انسان خيال مىكند يك وجود واحد و پيوستهء ممتد از اول خلق شده و تا كنون نيز ادامه يافته است ؛ در حالى كه چنين نيست .

معناى يوم

منظور از يوم در آيه ، يوم اصطلاحى نيست . روز يا در مقابل شب به كار ميرود كه حدود 12 ساعت است و يا كل شبانه روز را يك روز حساب مىكنند كه 24 ساعت مىشود . اما منظور از روز در اين آيه ، روز 12 ساعته يا 24 ساعته نيست . خداوند از آنجا كه موجودى غيرزمانى و غيرمكانى است ، بر كل عالم هستى بر زمان و مكان احاطه دارد و منظور از اينكه ميفرمايد : « خداوند هر روز كار مىكند » ، احاطه علمى و شمول قدرت او بر همه موجودات است . فلاسفه مشاء ميگويند : خداوند فقط به كليات علم دارد و جزئيات را نيز از طريق كليات مييابد . اگر خداوند به جزئيات علم داشته باشد در علم خداوند تغيير پيش ميآيد و علم خدا به جهل تبديل مىشود . ولى ما معتقديم خداوند به جزئيات نيز علم دارد . اينكه
در پرتو وحى (فارسى) — صفحة 332 | السيد عبد الكريم الموسوي الاردبيلي