ممكن است كسى بگويد : اين موضوع روشن است كه اگر خدايى باشد بايد آفريننده و هدايتگر همه چيز باشد و اگر هم نباشد كه هيچ . بنابراين چرا اين نعمت ذكر شده است ؟ پاسخ اين پرسش اين است كه اين آيه ، علاوه بر اينكه نعمتهاى الهى را برميشمارد ، در مقابل عربهاى بتپرست موضع ميگيرد . بتپرستها ، بتهاى مختلفى داشتند كه معروفترين آنها چهار بت : لات و هبل و عزى و مناط بودند . بتهاى كوچكتر و حتى بتهاى خانگى و همراه نيز داشتند . اين بتها هم مورد پرستش آنها بود و هم مايه فخر و مباهات . به همين دليل هر قوم و طايفهاى سعى ميكرد بهترين بت را با بهترين جنس بسازد ؛ مثلًا از طلا يا نقره يا مس و اشياى قيمتى ميساختند . مردم عادى نيز با هر وسيلهاى كه در دسترسشان بود ، بتهاى كوچك و خانگى ميساختند . سادهترين راه آن ، اين بود كه با گِل ، بت درست ميكردند و حتى در مسافرت يا جايى كه آب كافى در اختيار نداشتند ، با ادرارشان گِل درست ميكردند و از آن بت ميساختند . البته بتپرستى و روحيه بتپرستى مخصوص زمان جاهليت قبل از اسلام نبود . الآن نيز همين روحيه در بين بسيارى از مردم و حتى دينداران به شكلى ديگر رواج دارد . مثلًا همين كه بعضى از مردم متدين ، روحانى شهر و محلهء خود را با روحانىهاى شهرها و محلههاى ديگر مقايسه و با آن فخرفروشى مىكنند ، نوعى بتپرستى است . غرض اينكه در زمان جاهليت ، بتهاى زيادى وجود داشت و معتقد بودند كه هر بتى ، كار مخصوصى انجام ميدهد . پيامبر اكرم ( ص ) با آن همه زحمتهاى طاقتفرسا ، اين فرهنگ را از ذهن مردم عصر جاهليت زدود و به آنها
در پرتو وحى (فارسى) — صفحة 321
مساهمون: السيد عبد الكريم الموسوي الاردبيلي
ص٣٢١