وَضَعَ در مقابل رَفَعَ است . در مورد آسمان فرمود : « رَفَعَ السَّماء » ، و براى أرض ميفرمايد : « وَضَعَها » . براى أنام نيز معانى مختلفى ذكر شده است . مشهور ، گفتهاند كه « أنام » به معناى ناس ( مردم ) است . اين كلمه جمع است و مفرد ندارد . بعضى گفتهاند اعم از ناس است و جن و انس را شامل مىشود . معناى ديگرى كه نوع تفاسير متذكر شدهاند ، جنبنده است . جنبنده ، يعنى موجود زنده ؛ حال حيوان باشد يا انسان يا جن .
در اين زمين ، انواع ميوهها براى شما مهيا شده است . يكى از ميوهها خرما است . درخت خرما ، ابتدا دانههاى نارسى را درون يك غلافى نگهدارى مىكند و پس از اينكه به مرحلهاى از رشد رسيدند آنها را رها مىكند . « اكمام » ، جمع كُمّ يا كِمّ به معناى غلاف درخت خرما است . « حبّ » نيز به معناى حبوبات است و « عصف » هم به معناى غلاف گندم است كه ما به آن سنبل يا خوشه ميگوييم .
خداوند پس از بيان نعمت آسمان ، نعمت زمين را يادآور مىشود . همانطور كه ذكر شد ، غفلت ، انسان را از يادآورى نعمتها محروم مىكند . خداوند با يادآورى زمين و نعمتها و ميوههايى كه از آن به دست ميآيد ، بار ديگر غفلت ما را گوشزد مىكند . يكى از اسباب غفلت ، انس زياد است . انسان هرگاه با چيزى زياد انس و الفت و مراوده داشته باشد ، به تدريج اهميت آن از نظرش ميافتد . اين زمين و آسمان و ميوههاى آن از نعمتهايى است كه از بس در آنها غرق هستيم ، به آنها توجه نميكنيم و عظمت اين نعمتها را نميفهميم .
خود اين زمين و كره خاكى كه ما روى آن زندگى ميكنيم از بزرگترين نعمتهاى فراموش شده الهى است . خداوند با ذكر زمين ،
در پرتو وحى (فارسى) — صفحة 311
مساهمون: السيد عبد الكريم الموسوي الاردبيلي
ص٣١١