انسان وقتى آسمان را در شب ، با وضوح كامل و دور از نور شهرها ببيند آنوقت معناى و « والسَّماءِ رَفَعَها » را ميفهمد .
البته آسمان فقط زينت و وسيله لذت انسانها نيست . ما با تماشاى آسمان به عظمت خداوند پى ميبريم . وقتى انسان متوجه مىشود كه زمين فقط يك سياره است و اين سياره چه جايگاهى در نظام عالم و در بين كهكشانها دارد ، متوجه عظمت جهان مىشود .
آسمان آنقدر عظمت دارد كه گاهى خداوند به آن قسم ياد مىكند . اگر آسمان اهميت نداشت خداوند به آن قسم نميخورد . قسم به امور مهم و مقدسات تعلق ميگيرد .
زمين ، يك ذرّه در منظومه شمسى است و خود منظومه شمسى يك ذرّه از كل منظومههاى نجومى است . كهكشانهايى وجود دارند كه يك ميليون سال نورى با ما فاصله دارند . ممكن است در بسيارى از منظومهها و سيارههاى ديگر موجودات زنده و يا شگفتانگيز ديگرى باشند كه ما هنوز از آنها بيخبريم .
تازه اين وسعت و فراخى و عظمت و شگفتى جهان خلقت ، در مقابل عظمت عرش الهى هيچ است . در روايتى نقل شده است كه ملكى با 70 هزار بال به خداوند عرض كرد : خدايا تو مرا خيلى بزرگ و عظيم آفريدى و معلوم است كه مقام الهى و عرش تو بسيار بزرگتر و عظيمتر است . من ميخواهم عظمت عرشت را ببينم . خداوند فرمود : اگر ميخواهى بزرگى عرش مرا ببينى پرواز كن . اين ملك پرواز مىكند و 70 هزار سال ميپرد . بعد ميگويد : خدايا ! خسته شدم . خداوند بالهاى او را دو برابر كرد و باز فرمود : پرواز كن . 70 هزار سال ديگر پرواز
در پرتو وحى (فارسى) — صفحة 307
مساهمون: السيد عبد الكريم الموسوي الاردبيلي
ص٣٠٧