تازه هفت آسمان داريم كه بر روى يكديگر قرار گرفتهاند . خداوند ميخواهد ما را به عظمت و شگفتى آسمان بالاى سرمان توجه دهد . دقت در آسمان پرستاره و بررسى آن ، علاوه بر فوايد نجومى و جهتيابى و غيره ، ما را به شگفتى مىاندازد .
يكى از فوايد ديگر آسمان اين است كه براى ما زينت است ؛ يك سقف مرصعى است در بالاى سرِ ما ، كه از تماشاى آن لذت ميبريم . امروزه به دليل اختراع برق و آلودگىهاى هوا ، نميتوان آسمان را در شب به خوبى ديد . در اروپا نيز اكثر اوقات هوا ابرى است و آنها نيز به ندرت مىتوانند يك شب پرستاره و شفاف را مشاهده كنند . يكى از مستشرقين كتابى به نام « محمد ، پيامبرى كه بايد از نو شناخت » ، نوشته است . در آنجا ميگويد وقتى ما اروپاييها به آيات قرآن درباره شب و كواكب و ستارهها ميرسيم ، اين آيات را خوب نميفهميم ؛ زيرا ما اصلًا آسمان پرستاره نميبينيم .
من خودم فقط دو مرتبه در عمرم توانستم آسمان شب را به صورت شفاف و كامل ببينم : يك بار در كرمان بود و يك بار هم در نزديكىهاى يزد . من تا آن زمان آسمانى به اين شفافى و زيبايى نديده بودم ؛ آدم از تماشاى آسمان سير نميشد . در اين دو شب من به ياد اين اشعار افتادم كه :
يارب اين سقف زمرد گون چيست * اين چراغانِ شب از صنعت كيست
اين كواكب همه از اسرار كمون است و ظهور * يا ز ذرات مكون شده در طول دهور
يا كه اينها متكوّن شده از ظلمت و نور * يا بود ملعبهء فاعلِ خيرات و شرور
يا كه اينها همه افسانه بود * غير اينها بود ، اينها نبود