ساختمان اوليه تمام موجودات يك چيز است و همهء عالَم از حركت تشكيل شده است ؛ فقط شدت و ضعف حركات است كه باعث اختلاف اشياء مىشود ، و الّا اساس يك چيز است .
رابطه فطرى انسان با خدا
ارتباط انسان با خدا از طريق وحى و فطرت و خلقت و وجدان اوست ، ولى شهوت و شيطنت و گرايش به دنيا ، مانع ديدن اين رابطه مىشود . انسان به تدريج فراموش مىكند كه به نداى « ألست بربّكم » ، پاسخ مثبت داده است ، « يسبح لله ما فى السموات و الارض » هم فراموش مىشود . نه تنها فراموش مىكند ، بلكه گاه انكار مىكند و ميگويد خدايى وجود ندارد . حكايت مىكنند كه روزى حضرت موسى ( ع ) خطاب به خداوند عرض مىكند : خدايا اين مردم پشت سر من خيلى حرف ميزنند . يكى ميگويد موسى دراز است ، يكى ميگويد عصبانى است ، و . . . هر كسى يك تهمتى به من مىزند . آيا نميشد كه زبان اين مردم را ببنديد تا اين حرفها را نزنند ؟ خداوند ميفرمايد : اگر قرار بود من زبان انسانها را ببندم بايد از خيلى پيشتر اين كار را ميكردم . اين مردم از زمانهاى خيلى پيشتر من را انكار ميكردند و ميگفتند خدايى در كار نيست ، ولى من زبان آنها را نبستم . حال جاى شكرش باقى است كه اصل وجود تو را انكار نمىكنند و فقط تهمتهاى ديگر ميزنند .
البته بسيارى از اين انكارها و تشكيكهايى كه انسانها درباره خدا دارند در وقت رفاه و آسايش است . همين كه در مخمصهاى گرفتار آيند و به گرفتارىهاى سخت مبتلا شوند ، به دليل همان رابطه ذاتى و وجدانى ، متوجه خدا ميشوند و از او كمك ميطلبند .