تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در پرتو وحى (فارسى) — صفحة 300

مساهمون:

ص٣٠٠
سيد قطب در حقيقت سه مدّعا دارد : اول اينكه بين موجودات و خدا رابطه ذاتى عبوديت برقرار است . دوم اينكه تمام هستى ، زنده و داراى روح است و سوم اينكه تمام جهان مرتبط و متصلاند . همه عالم يك چيز است و لو در ظاهر پوست غير از گوشت است و گوشت غير از استخوان و انسان غير از حيوان و حيوان غير از نبات و . . . ولى همهء اينها پديد آمده از يك اصل واحد هستند . همهء اينها به ذرات بنيادى و حركت باز ميگردند . علم روز ثابت كرده كه تمام جهان از اتم تشكيل شده است و اتم چيزى جز تابش و تشعشع نيست و تشعشع نيز همان حركت است . پس اساس هستى و ويژگى مشترك تمام موجودات ، حركت است . اختلاف و شدت و ضعف حركات باعث به وجود آمدن موجودات مختلف شده است والّا همگى در اصل حركت مشترك هستند . به همين جهت ميگويند عالم در حال صيرورت و شدن است ، نه در حالت استاتيك و سكون . حتى جمادات نيز ايستا و استاتيك نيستند ، ذات آنها از حركت خلق شده است . بنابراين ، كل جهان حركتى دائمى است . حال اين حركت به كجا سير مىكند ؟ مقصد اين حركت براى بشر مجهول است و علم روز نميتواند مقصد آن را تعيين كند . ولى قرآن ميگويد : جهان هستى به سوى آفريدگار خود در حركت است . خداوند اين حركت معنوى و روحى را در آيات مختلف و از جمله اين آيه ، به اين شكل بيان كرده است . سيد قطب ، اين تفسير را به صورت قطعى بيان كرده است ، ولى ما فقط بهعنوان يك احتمال ذكر ميكنيم . قسمتى از نظر ايشان ( مدعاى اول و دوم ) را از آيات ديگر نيز