نباشيم و از عبوديت سر نتابيم و اين عهد در عالم ذرّ بسته شده است : وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِن بَنِي آدَمَ مِن ظُهُورِهِمْ ذُرِّيتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَى أَنفُسِهِمْ أَلَسْتَ بِرَبِّكُمْ قَالُواْ بَلَى شَهِدْنَا « 1 » ؛ و [ ياد كن ] هنگامى را كه از پسران آدم ، از پشتهايشان ، نسل و نژاد آنها را برگرفت و آنها را بر خودشان گواه كرد كه : آيا من پروردگار شما نيستم ؟ [ آنها به زبان فطرت ] گفتند : چرا ، گواهى داديم .
خداوند در « عالم ذر » از ما عهد گرفته است و ما نيز شهادت دادهايم و تصديق كردهايم . حال آيا كداميك از ما يادمان هست كه چنين عهدى بسته باشيم ؟ از آيات ديگر بهدست مىآيد كه خداوند از تمام موجودات عهد گرفته است و چون از آنها نيز عهد گرفته است معلوم مىشود كه زنده هستند و عهد را قبول كردهاند . حال وقتى ما چنين عهدى را به ياد نميآوريم معلوم مىشود رابطه ما با خدا يك رابطه ذاتى و تكوينى بوده است و از طريق اين رابطه ، چنين عهد و ميثاقى با ما بسته شده است كه ما همگى عبد و مطيع خالقمان باشيم .
تا اينجا مطالبى كه ذكر شد مستندات قرآنى نظريه سيد قطب است . از قرآن استفاده مىشود كه بين موجودات و خالقشان رابطه ذاتى وجود دارد و همه موجودات زنده هستند ؛ اما آن قسمتى كه ايشان فرموده كل جهان از اتم و حركت تشكيل شده ، مستند به علوم روز است . علم روز همهء اشياء را مركب از ذرات بنيادى و اتم ميداند . اتمها نيز ، خود متشكل از حركت و شعاع هستند . نتيجه اينكه
هامش
( 1 ) . سوره اعراف ، آيه 172