تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در پرتو وحى (فارسى) — صفحة 91

مساهمون:

ص٩١

تفسير

واژه تفسير از ماده ( فَسر ) مشتق شده است كه به معنى بيان و كشف « 1 » مىباشد . كلمه تفسير در ثلاثى مجرد و مزيد ، متعدى است ، بنابراين ( فسرتُ الشىء ) يا ( فسّرت الشىء ) هر دو به يك معنى است ، با اين تفاوت كه در دومى تاكيد بيشترى وجود دارد . در اصطلاح نيز براى تفسير تعاريف زيادى ذكر كرده‌اند . علامه طباطبايى تفسير را بر طرف كردن و زدودن ابهام از الفاظ قرآن و آشكار نمودن مراد آيه مىداند . « 2 » در قرآن كريم اين واژه تنها يك بار استعمال شده است : وَلَا يَأْتُونَكَ بِمَثَلٍ إِلَّا جِئْنَاكَ بِالْحَقِّ وَأَحْسَنَ تَفْسِيرًا « 3 » ؛ و كافران بر تو هيچ مثل باطل نياوردند مگر آنكه ما در مقابل براى تو سخن حق را با بهترين بيان آورديم . مفسرين راجع به معنا و شرح واژه ( تفسيراً ) نظرات متفاوتى دارند . برخى آن را به معنى كشف حجت و دليل دانسته « 4 » و عده‌اى هم گفته‌اند ، يعنى بهترين معانى . « 5 » برخى ديگر هم بيان كرده‌اند : بهترين
هامش
( 1 ) . ابن منظور ، لسان العرب ، ماده فسر . ( 2 ) . طباطبايى ، الميزان ، ج 1 ، ص 4 . ( 3 ) . سوره فرقان ، آيه 33 . ( 4 ) . ابن عاشور ، التحرير و التنوير ، ج 18 ، ص 48 . ( 5 ) . شيخ طوسى ، التبيان ، ج 7 ، ص 431 .