و همچنين رواياتى كه قرآن را داراى بطنهاى مختلف مىداند « 1 » ، همه بيانگر آن است كه در هر زمانى با توجه به پيشرفتهاى علوم و دانش بشرى و اسرارى كه از هستى و انسان براى او كشف شده است ، مىتوان به تحقيقى نو درباره قرآن دست يازيد .
بنابراين بر همه دانشمندان اسلامى است كه در هر عصر و زمانى ، براى كشف حقايق بيشترى از قرآن مجيد ، به تلاش و كوشش ادامه دهند ؛ از سخنان پيشينيان بهره گيرند ، اما به آنها قناعت نكنند .
علم تفسير از جمله علومى است كه از به دو تولد اسلام بوجود آمد و قدمت آن بيشتر از علم فقه ، اصول ، كلام و ديگر علوم اسلامى است . به عبارت ديگر ، علم تفسير در زمان حيات پيامبر اسلام پديد آمد و صحابه ايشان در مواردى كه ابهامى در آيات مشاهده مىكردند تفسير آن را از رسولالله ( ص ) مىپرسيدند و در پرتو همين گفت و شنود مفسرين بزرگى چون ابن عباس ، عبد الله بن عمر و ابى بن كعب رشد يافتند . ابن عباس سرآمد مفسرين عصر خود بود ، زيرا علاوه بر حشر و نشر با رسول اكرم ( ص ) ، از شاگردان حضرت على ( ع ) نيز بود و به همين خاطر آراء و نكات تفسيرىاش قابل توجه و در خور دقت مىباشد .
البته مسلمين اولين بنيانگذاران علم تفسير نمىباشند ، بلكه قبل از
هامش
( 1 ) . حلى ، بصائر الدرجات ، ص 196 .