دليل چهارم : روايات
الف . محمد بن سنان مىگويد : از حضرت أبى الحسن ( ع ) درباره آب صحرا پرسيدم ، حضرت فرمود : « مسلمانان در آب و آتش و مرتع شريك هستند » . « 1 »
مقصود از آب ، اگر معنى عمومى هم نباشد ، آب باران ، چشمه سارها ، جويبارهاى طبيعى را شامل مىشود .
منظور از آتش هم آتش افروخته نيست بلكه مواد سوختى است و منصرف است به مواد سوختى عصر ائمه عليهم السلام ؛ مانند هيزم و خس و خاشاك بيابان ( البته نفت و گاز و غيره را هم در صورتى كه نياز به استخراج نداشته باشد شامل مىشود ) . و اگر انصراف ، مورد پذيرش نباشد ، به اطلاق ، همه فرآوردههاى نفتى را نيز شامل مىشود .
مراد از « كلأ » مراتع و چراگاهها هستند .
معنى شركت مردم در اين سه چيز جز اين نمىتواند باشد كه اينها اموال عمومى هستند و همه مردم به طور يكسان در آنها شريكند ( حال به نحو مالكيت يا به نحو صاحب حق بودن ) . پس هيچ كس نمىتواند اينها را به خود اختصاص داده و ديگران را محروم سازد . هر كسى بايد به مقدار نياز و رفع حاجت از آنها استفاده نمايد و بقيه را
هامش
( 1 ) . حر عاملى ، وسائل الشيعه ، باب 5 از ابواب كتاب احياء موات ، ح 1 ، ج 17 ، ص 331 : ] قال : سألته عن ماءِ الوادى . فقال : إنَّ المسلمينَ شركاءٌ فى الماءِ و النارِ و الكلأ [ .