تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در پرتو وحى (فارسى) — صفحة 359

مساهمون:

ص٣٥٩
باشد و اين حق طبيعى اوست ، و اگر بخواهد بيش از مقدار نياز استفاده كند بايد بهگونه‌اى باشد كه مزاحم ديگران نباشد و گرنه درموارد تضاد و تشاح هيچ‌كس حق ندارد بيش ازاندازه رفع نيازش استفاده نمايد . دليل سوم : انفال و مصالح عامه آيه مباركه : يَسْأَلُونَكَ عَنِ الأَنفَالِ قُلِ الأَنفَالُ لِلّهِ وَالرَّسُولِ فَاتَّقُواْ اللّهَ وَأَصْلِحُواْ ذَاتَ بِيْنِكُمْ . . . « 1 » ؛ از تو درباره انفال سؤال مىكنند ، بگو : انفال مخصوص خدا و پيامبر است ، پس تقواى الهى پيشه كنيد و در ميان خويش به اصلاح بپردازيد . . . در اين جا چند نكته درخور توجه است : 1 - مقصود از ملكيت خداوند ملكيت ذاتى الهى نيست ؛ زيرا آن مخصوص ذات مقدس احديت است و در اين آيه پس از كلمه « لله » ، كلمه رسول نيز ذكر شده كه به « لله » عطف گشته است و اين دليلى است بر اينكه مقصود ملكيتى است كه در مورد رسول هم صادق است . 2 . برابر آنچه از احاديث اهل بيت ( ع ) و از كلمات فقهاء - رضوان الله عليهم - استفاده مىشود ، مقصود از انفال ، ثروت‌هاى بالفعل يا بالقوه عمومى است مانند : الف . زمين‌هاى موات از قبيل : دشت‌ها ، بيابان‌ها ، كوه‌ها ، زمين‌هاى ساحلى و درياها .
هامش
( 1 ) . سوره انفال ، آيه 1 .