اين نهادها با اين كه ممكن است از جهات اجرايى و كارشناسى ، باز هم مسائل مشتركى در همه نظامها ( سرمايهدارى ، سوسياليستى و اسلامى ) در بر داشته باشند ، اما هر يك تحت تأثير مبانى ايدئولوژى خاصى مىتوانند قرار گيرند . ايدئولوژى يا مجموعه عقايد و افكار اقتصادى ، اجتماعى و سياسى كه هر ملت در نتيجه تأثير متقابل افراد و گروهها و محيط فرهنگى خود دارا مىباشد ، مىتواند بر تمامى واحدهاى اقتصادى يك كشور و نحوه ارتباط و پيامدهاى كلى آنها سايه افكند . لذا يك فرق اساسى بين اقتصاد اسلامى و ساير نظامها نيز در همين بستر قرار دارد ؛ كه در بحث اهداف و اصول اشاره بيشترى به آن مىشود .
اهداف و اصول اقتصاد اسلامى
اهداف اقتصاد اسلامى با ايدئولوژى آن پيوندى ريشهاى دارد . البته مىتوان نشان داد كه اين ارتباط و پيوند اهداف و ايدئولوژى ، مختص اسلام نبوده و در ساير نظامها نيز چنين است . اين ايدئولوژى است كه در نظام سرمايهدارى رهنمون حاكميت بخش خصوصى و مكانيسم بازار را مىدهد و در نظامهاى متمركز ، جهتگيرى اقتصادى را به سوى دولتى شدن ترسيم مىكند . و همين ايدئولوژى است كه با بيان حساسيتهاى مربوط به اهداف و اصول اقتصاد اسلامى ، تقاضاى برنامهريزى در راستاى تحقق آن اهداف و اصول را دارد . همين حساسيتهاى ايدئولوژيك است كه عدالت اجتماعى ، مبارزه با فقر و