الْمِسْكِينِ « 1 » ؛ آيا ديدى آن كه دين را باور نداشت ؟ پس او همان است كه يتيم را به حال خود رها مىكند و براى اطعام بيچارگان تشويق و ترغيب نمىنمايد .
دسته سوم : آياتى را در بر مىگيرد كه به منع ثروتاندوزى و مبارزه با انباشت ثروت ( به طور راكد ) توجه دارد . از اين آيات مىشود اشاره كرد به : أَلْهَاكُمُ التَّكَاثُرُ « 2 » ، كه درصدد اعلام نوعى هشدار به هر نوع ثروتاندوزى و تكاثرطلبى است و همين طور به سلسله آيات : وَيْلٌ لِّكُلِّ هُمَزَةٍ لُّمَزَةٍ * الَّذِي جَمَعَ مَالًا وَعَدَّدَهُ * يَحْسَبُ أَنَّ مَالَهُ أَخْلَدَهُ « 3 » ؛ « واى بر هر عيبجوى هرزه زبان ، آن كسى كه اموال را گردآورده همواره بر شمارش آن سرگرم بوده ، گمان مىبرد كه اين مال است كه او را جاودان گرداند » .
دسته چهارم : آياتى كه به منع استثمار و بهرهكشى اشاره مىكند . مفاد بعضى از اين آيات ، كمفروشى و نوعى دزدى در معاملات و ضايع نمودن اموال مردم را مورد نهى قرار مىدهد كه به نظر ما اين قبيل كارها به نحوى از مصاديق استثمار مىباشد .
مثلًا آيه شريفه : وَزِنُوا بِالْقِسْطَاسِ الْمُسْتَقِيمِ * وَلَا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْيَاءهُمْ وَلَا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ « 4 » ؛ اى مردم ! آنچه مىفروشيد با
هامش
( 1 ) . سوره ماعون ، آيه 1 - 3 .
( 2 ) . سوره تكاثر ، آيه 1 .
( 3 ) . سوره همزه ، آيه 1 - 3 .
( 4 ) . سوره شعراء ، آيه 182 - 183 .