بحث جامع از آن داشت .
ثالثاً : ما معتقديم اسلام داراى نظام اقتصادى است و آن نظام اهدافى دارد و براى تحقق آن اهداف ، يك سلسله ابزارها نيز در اختيار دارد .
رابعاً : به نظر ما مطالعه و بررسى در امور اقتصادى اسلام نيز ، روشهاى خاص خود را دارا مىباشد .
در اين مقاله كوتاه در نظر داريم اجمالا به موارد مذكور اشاره كنيم .
مقدمه
درباره اقتصاد اسلامى سخنان بسيارى گفته شده است . در كتابنامههايى كه در اين رابطه منتشر گرديده ، به صدها كتاب و هزاران مقاله ، پيرامون اقتصاد اسلامى اشاره شده است . علاوه بر اين سمينارها و كنفرانسهاى متعددى در سطح داخلى و خارجى برقرار شده و هنوز برقرار مىگردد . اما متأسفانه تاكنون نتايج مطلوبى حاصل نشده است . نه تعريفى مناسب از اقتصاد اسلامى صورت گرفته است ، نه نظام اقتصاد اسلامى به شكلى اصولى تبيين گرديده است ، و نه روشهايى دقيق براى مطالعه و بررسى در اقتصاد اسلام تدوين شده است . هدف ما در اين نوشته اين است كه در قالب يك بحث ابتدايى تا حد ممكن به رفع نواقص فوق مبادرت كنيم . البته در اين زمينه بايد تأكيد كنيم كه ادعايى نداريم كه حرف آخر را زده باشيم ، لذا از صاحب نظران و علاقهمندان به بحثهاى اقتصاد اسلامى چه در حوزه و چه در دانشگاه انتظار داريم با
در پرتو وحى (فارسى) — صفحة 329
مساهمون: السيد عبد الكريم الموسوي الاردبيلي
ص٣٢٩