مستقر است كه بنابراين قول ، عبارت : « الشجرة الملعونة فى القرآن » ، به معناى « درخت ملعونى كه در قرآن است » ، مىباشد .
اين قول بدين معناست كه داستان فرشتهها و اعتراض آنها به خدا ، پاسخ خداوند به آنها ، آفرينش آدم از خاك ، سجده ملائكه به آدم ، سجده نكردن ابليس ، رانده شدنش ، سكنى گزيدن آدم و حوا در بهشت ، درخت نهى شده ، خوردن آدم و حوا از ميوه آن ، ريختن لباسهاى آنها و پوشاندن آنها بدن خويش را با برگهاى بهشت ، همگى به صورت مجسم ، در خواب به پيامبر وحى شده است . سپس خداوند ، هر بار قسمتى از آن خواب پيامبر را ، با وحى لفظى بازگو فرموده است . و اما در مورد عبارت ( وَإِذْ قُلْنَا لَكَ إِنَّ رَبَّكَ أَحَاطَ بِالنَّاسِ ) بايد گفت كه در مباحث علوم قرآن ثابت شده است كه در قرآن ، با عبارات مختلفى از وحى تعبير آورده مىشود كه يكى از آنها ، تعبير « قول » است . بنابراين عبارت : « قلنا لك » به معناى « أوحينا إليك » مىباشد و كل عبارت را مىتوان تعبيرى از داستان اعتراض فرشتگان به خداوند و پاسخ خدا به آنها دانست .
در صورت صحت اين فرضيه ، علاوه بر اين كه ارتباط اين آيه با آيات بعدى روشن مىشود ، تمام ابهامات و اشكالاتى كه در داستان خلقت آدم به نظر مىرسيد ، بر طرف خواهد شد ، زيرا اين خواب نيز ، همانند خواب حضرت يوسف ( ع ) يا حضرت ابراهيم ( ع ) و يا
در پرتو وحى (فارسى) — صفحة 312
مساهمون: السيد عبد الكريم الموسوي الاردبيلي
ص٣١٢