مورد سوم درباره خوابهايى است كه رسول اكرم ( ص ) ديدهاند . در سوره « انفال » مىفرمايد : إِذْ يُرِيكَهُمُ اللّهُ فِي مَنَامِكَ قَلِيلًا وَلَوْ أَرَاكَهُمْ كَثِيرًا لَّفَشِلْتُمْ وَلَتَنَازَعْتُمْ فِي الأَمْرِ وَلَكِنَّ اللّهَ سَلَّمَ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ « 1 » ؛ ( اى پيامبر ، ياد كن ) آن گاه را كه خداوند آنان ( سپاه دشمن ) را در خوابت به تواندك نشان داد ؛ و اگر ايشان را به تو بسيار نشان مىداد ، قطعاً سست مىشديد و حتماً در كار ( جهاد ) منازعه مىكرديد ولى خدا شما را به سلامت داشت ، چرا كه او به راز دلها داناست .
و نيز در سوره « فتح » آيه 27 مىفرمايد : لَقَدْ صَدَقَ اللَّهُ رَسُولَهُ الرُّؤْيَا بِالْحَقِّ لَتَدْخُلُنَّ الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ إِن شَاء اللَّهُ آمِنِينَ مُحَلِّقِينَ رُؤُوسَكُمْ وَمُقَصِّرِينَ لَا تَخَافُونَ . . . ؛ حقاً خدا روياى پيامبر خود را تحقق بخشيد شما بدون شك ، به خواست خداوند در حالى كه سر تراشيده و موى ( و ناخن ) كوتاه كردهايد ، با خاطرى آسوده در مسجدالحرام ، درخواهيد آمد .
همچنين در احاديث خاصه و عامه ، آمده است كه رسولالله ( ص ) در خواب ديد كه بنىاميه يا بنىمروان ، يكى پس از ديگرى از منبر او بالا مىروند و اين خواب ، ايشان را پريشان نمود به طورى كه تا پايان عمر ، نخنديد . « 2 »
هامش
( 1 ) . سوره ، انفال ، آيه 43 .
( 2 ) . كلينى ، كافى ، ج 4 ، ص 159 ، ح 10 ؛ قاضى النعمان المغربى ، شرح الأخبار ، ج 3 ، ص 398 .