وَجَاء رَبُّكَ وَالْمَلَكُ صَفًّا صَفًّا « 1 » ؛ و پروردگارت و فرشتهها ، صف در صف آيند » .
بايد توجه داشت كه بعضى اينگونه تصرفات را در قرآن جايز مىدانند و بدون قيد و شرط و حد و حدود معين ، هر كجا تعلقشان و معلوماتشان منطبق با قرآن نباشد ، دست به اين چنين تعبيرات و تأويلات مىزنند و در اين كار افراط مىكنند و در مواردى هم كه از نظر دليل عقلى و نقلى ، اجبارى ندارند دست به تأويل و تصرف در قرآن مىزنند و حتى برخورد و مخاصمه موسى ( ع ) و فرعون را نيز تأويل كرده و موسى ( ع ) را عقل و فرعون را نفس مىدانند و تزاحم و تعارض اين دو با هم روشن است كه :
عقل گويد مرو كه نتوانى عشق گويد هر آنچه بادا باد
و بدين ترتيب معاد ، معراج ، حورى ، غلمان ، بهشت و جهنم و بسيارى ديگر از مطالب قرآن را تأويل مىنمايند . اين روش ممكن است اصل مذهب و دين را متزلزل سازد .
در مقابل ، گروهى هستند كه از ترس انحراف ، متوسل به ظاهر آيات و روايات و منقولات هستند و هر گونه فكر و تعقل و فلسفه را ، زندقه و گمراهى و ضلال مىپندارند تا جايى كه با توسل به آيات : وَجَاء رَبُّكَ
هامش
( 1 ) . سوره فجر ، آيه 22 .