كه اين كلمات ، به معنى لغوى و عرفى گرفته مىشود و گمان مىشود كه در قرآن ، در معنى حقيقى استعمال شدهاند ، در حالى كه اين كلمات در اين آيات ، به نحو استعاره و كنايه و در معنى مجازى ، آورده شده و سبك اين گفتار ، سبك گفتار ادباست كه گفته شده : « كلمات الأُدباء مشحونةٌ بالمجاز » . وقتى كه در زبان عربى مىگويند : ( زيد كثير الرماد ) ، شنونده درمىيابد كه زيد ، ميهمان دوست است و درِ خانهاش به روى همه باز است ، نه اين كه خانهاش را تميز نكرده و از بام تا شام ، پر از خاك و خاكستر باشد .
در اين آيات نيز مىتوان گفت كه « درخت » در معنى كنايى و مجازى آورده شده است و منظور منهيات و محرمات خداست كه نسبت به چيزهاى حلال بسيار كمند ، و خداوند در برابر اين همه نعمتهاى طيب و طاهر كه براى انسان مهيا ساخته ، از برخى چيزها كه باعث فساد و تباهى است ، نهى فرموده است . اينگونه تمثيلها و تشبيهها در قرآن زياد آمده است ، مانند :
أَلَمْ تَرَ كَيْفَ ضَرَبَ اللّهُ مَثَلًا كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرةٍ طَيِّبَةٍ أَصْلُهَا ثَابِتٌ وَفَرْعُهَا فِي السَّمَاء * تُؤْتِي أُكُلَهَا كُلَّ حِينٍ بِإِذْنِ رَبِّهَا . . . * وَمَثلُ كَلِمَةٍ خَبِيثَةٍ كَشَجَرَةٍ خَبِيثَةٍ اجْتُثَّتْ مِن فَوْقِ الأَرْضِ مَا لَهَا مِن قَرَارٍ « 1 » ؛ آيا نديدى خدا چگونه مثل زده : سخنى پاك كه مانند درختى پاك است
هامش
( 1 ) . سوره ابراهيم ، آيه 24 - 26 .