نامرئى بوده ) يا نزد آنها مجسم شده و با آدم و حوا رو در رو صحبت كرده و سوگند ياد كرده و آنها را گمراه ساخته است ؟ « 1 »
هامش
( 1 ) . در اين كه شيطان چگونه به بهشت راه يافته و آدم را وسوسه كرده است ، اختلاف است . فخر رازى در اين باره چند وجه ذكر كرده است : 1 . از ابن عباس روايت شده است - و كسانى هم قائل به اين گفتار شدهاند - كه وقتى ابليس خواست وارد بهشت شود ، نگهبان او را منع نمود ، و نهايتاً مارى آمد و او را بلعيد و به داخل بهشت برد و بعد هم مار مورد لعن و نفرين واقع شد و به حالت امروزى درآمد . 2 . آدم و حوا به درب بهشت مىآمدند و شيطان نيز نزديك درب بوده و آنها را وسوسه مىكرد . 3 . شيطان از بيرون بهشت آنها را وسوسه مىكرد و . . . 4 . شيطان خود به صورت يك حيوان شده و داخل بهشت گرديد . ] تفسير الكبير ، ج 3 ، ص 15 [ .
شيخ نظر به قول دوم دارد . ] شيخ طوسى ، التبيان ، ج 7 ، ص 219 [ .
علامه ميرزا حبيب الله خويى در شرح نهج البلاغه بعد از بيان چهار قول مىگويند : « الأظهر هو القول الأوّل » . ] خوئى ، منهاج البراعة فى شرح نهج البلاغه : ج 2 ، ص 92 [ .
طبرى بعد از ذكر اقوال در كيفيت ورود شيطان به بهشت مىنويسد : آنچه كه به نظر من حق و موافق با قرآن است و خداوند خود بدان خبر داده اين است كه : شيطان خود بنفسه با آدم و حوا صحبت مىكرده است ؛ « الدليل الواضح على أنّه قد باشر حظّاً بهما بنفسه ، إمّا ظاهراً بأعينهما و إمّا مستجنّاً فى غيره . . . » . دليل واضح را همان : وَقَاسَمَهُمَا إِنِّى لَكُمَا لَمِنَ النَّاصِحِينَ مىداند . ] طبرى ، جامع البيان ، ج 1 ، ص 238 [ .
در تفسير البرهان قضيه رفتن شيطان در دهان مار و بعد داخل شدن به بهشت به طور مفصل در روايتى از امام صادق ( ع ) بدون ذكر سلسله رواة و مرجع حديث مطرح شده است . ] بحرانى ، تفسير البرهان ، ج 2 ، ص 232 - 238 [ . احتمالا سند حديث از تحفة الاخوان و روايت به نقل از ابوبصير باشد . ] بحرانى ، البرهان ، ج 2 ، ص 329 [ .
علامه اين بحث را از جهاتى مورد نظر قرار داده است ، اما چگونگى راه يافتن شيطان به بهشت و دسترسى او به آدم و حوا را مطرح نكرده و مىفرمايد : روايات صحيحه و معتبره دراين مورد بيانى ندارند و اين كه در بعضى اخبار آمده كه مار و يا طاووس او را كمك كردند ، معتبر نبوده و آن روايت را مجعول و ساختگى دانسته و اين قصه را به تورات نسبت مىدهند . ] طباطبائى ، الميزان ، ج 1 ، ص 140 [ .
وى در جاى ديگر نيز به اين بحث اشاره كرده و مباحث مفيد و سودمندى را بيان كرده است ، ولى اين كه كيفيت ورود شيطان به بهشت چگونه بوده است را بيان نكرده است ، گرچه اين را متذكر شدهاند كه با عنايت به اين كه بهشت آدم ، بهشت جاويدان نبوده بلكه بهشت برزخى بوده خيلى از اشكالاتى كه به ذهن خطور مىكند رفع مىشود ؛ چرا كه در بهشت جاويدان است كه كسى جز اولياء الهى وارد نميشود نه اين بهشت برزخى . . . ] همان ، ج 8 ، ص 36 - 40 [ .
ملاصدرا در اين باره فقط به نقل اقوال پرداختهاند و در مقام رد يا اثبات آن سخنى نگفتهاند . اما مطلب جديد و جالبى را اضافه كردهاند كه آيا شيطان مستقيماً با آدم و حوا صحبت مىكرده يا با واسطه بعضى اتباع و يارانش ؟ ايشان از ظاهر آياتى مانند : وَقَاسَمَهُمَا إِنِّى لَكُمَا لَمِنَ النَّاصِحِينَ ] سوره اعراف ( 7 ) : آيه 21 [ و فَدَلَّاهُمَا بِغُرُورٍ ] سوره اعراف ( 7 ) : آيه 22 [ ، خطاب مستقيم را نظر دادهاند . و دليل بر قول واسطه را نيز چنين گفتهاند : از آنجايى كه آدم وحوا شيطان را مىشناختهاند و عداوت و حسادت او را آگاه بودهاند ، پس عادتاً بعيد است حرف او را قبول كنند و از او حرف شنوى داشته باشند ، بنابراين بايد گفت : وسوسه شيطان با واسطه بوده است . ] تفسيرالقرآن الكريم ، ج 3 ، ص 109 - 108 [ .