هامش
بيان نوع آن هم نداريم . ] خطيب ، القصص القرآنى ، ص 387 و همچنين در مورد بيان اقوال ، سيد نعمت الله جزايرى ، النور المبين فى قصص الانبياء و المرسلين ، ص 47 [ .
طبرى نيز بعد از ذكر اقوال مختلفى در اين باره و بيان وجه آنها همين نظر را دارد ، « ولا علم عندنا بأىِّ شجرة كانت على التعيين ، لأنّ الله لم يضع لعباده دليلا على ذلك فى القرآن و لا فى السنّة الصحيحة : فأنّى يأتى ذلك من أتى ؟ » . سپس مىافزايد : « و جائز أن تكون واحدة منها ، و ذلك إن علمه عالم لم ينفع العالم به علمه و إن جهله جاهل لم يضّره جهله به » . ] طبرى ، جامع البيان ، ج 1 ، ص 233 [ .
علامه طباطبايى ( ره ) به استناد روايت عبدالسلام هروى از امام رضا ( ع ) - به نقل از عيون اخبار الرضا ( ع ) - اطلاق اين عنوانها را بر آن درخت منهى عنها ، صحيح مىدانند ، چرا كه آدم و حوا از درخت گندم خوردند و به مقام و منزلت پيامبر و اهل بيت ( ع ) حسادت ورزيده و مقام و منزلت آنها را از خداوند تمنا كردند . وجه اين كه خداوند از آن درخت نهى فرموده بود ، اگر درخت را درخت حسادت بدانيم چون آن لايق شأن و مقام اهل جنت از جمله آدم و حوا نبود و اگر آن را درخت علم آل محمد بدانيم ، مقام آدم و حوا لايق آن درخت نبود . ] الميزان ، ج 1 ، ص 143 - 144 [ و ر . ك : ] خوئى ، منهاج البراعة فى شرح نهج البلاغه ، ج 2 ، ص 95 [ .
ملاصدرا بعد از ذكر 6 قول : سنبله ، كرمه ، تينه ، كافور و درخت علم و درختى كه خوردن از آن موجب احداث حدث مىشود ؛ مىنويسند : « و لكلّ منها وجه تأويل ، و الموافق للحكمة أن يكون فيها إشارة إلى شجرة الطبيعة المتشعّبه أفنانها ، المتفنّنة قواها و فروعها ، و هى شجرة تخرج فى أصل الجحيم ، طَلْعُهَا كَأَنَّهُ رُؤُوسُ الشَّياطِينِ . ] صافات / 65 [ و الحكمة تقتضى أن يخرج الإنسان أوّلا من الجنان بأكل هذه الشجرة و يسقط من عالم الفطرة إلى عالم التركيب و الطبيعة ثمّ يأخذ منها زاد الآخرة و يفطم نفسه عن طيبات الدنيا التى هى خبيثات الآخرة ، ليلحق بدار الكرامة التى خرج منها . . . » ] تفسير القرآن الكريم ، ج 3 ، ص 92 [ .
مرحوم طالقانى مىنويسند : با اين نامها و اوصاف و آثار بايد شجره ممتازى باشد كه از زمين نروئيده ولى در برابر چشم آدم خود را مىنموده است . . . ] پرتوى از قرآن ، ج 1 ، ص 128 [ .
ابن عباس آن را « سنبله » دانسته است . ابن مسعود آن را « كرمة » گفته است . ابن جريح آن را « تينة » ناميده است . و از على ( ع ) روايت شده كه آن درخت كافور بوده است ، و كلبى آن را درخت علم و آگاهى بر خير و شر دانسته است . ابن جزعان آن را درخت جاودانگى كه خوردن از آن مخصوص ملائكه بوده است ، مىداند . ] طبرسى ، مجمع البيان ، ج 1 ، ص 195 [ .
شيخ طوسى اقوال اول و دوم و سوم را نزديكتر به واقع مىداند . ] شيخ طوسى ، التبيان ، ج 1 ،
ص 158 [ .
در تفسير نمونه نوشتهاند : 6 مورد در قرآن مجيد اشاره به شجره ممنوعه شده است ، بدون اين كه درباره كيفيت و يا نام آن سخنى به ميان آيد ؛ ولى در منابع اسلامى دو نوع تفسير براى آن آمده است : يكى تفسير مادى كه طبق معروف در روايات درخت گندم بوده است . . . و ديگرى تفسير معنوى كه در روايات از آن تعبير به شجره حسد شده است . . . در حقيقت طبق اين روايات ، آدم از دو درخت تناول كرد ، كه يكى از مقام او پايينتر بود و او را به سوى جهان ماده مىكشيد و آن گندم بود ، و ديگرى درخت معنوى مقام جمعى از اولياء خدا بود كه از مقام و موقعيت او بالاتر قرار داشت و چون از دو جنبه از حد خود تجاوز كرد به آن سرنوشت گرفتار شد .
ايشان مطلب مناسبى را كه تذكر آن در كتب تفسيرى ديگر كمتر به چشم مىخورد متذكر شدهاند كه اين حسد از نوع حسد حرام نبوده و تنها يك احساس نفسانى بوده است ، بى آنكه كمترين گامى بر طبق آن بردارند . ] مكارم ، تفسير نمونه ، ج 6 ، ص 120 - 121 [ .
ابوالفتوح فقط به ذكر اقوال اكتفا كرده و مختار خود را تصريح ننموده است ؛ ولى به نكتهاى جالب توجه كرده است كه ( لاتقربا ) هر چند به ظاهر نفى است ولى در واقع به معنى امر است چون امر بر دو نوع مستحبى و واجبى است كه اينجا نوع اول مقصود است و اگر بگوييم نهى مقصود است هر چند نهى كراهتى ، يقيناً منهى عنه قبيح است و انجام قبايح بر پيامبران روا نيست ، از جهت عقل و شرع . ] جرجانى ، تفسير گازر ، ج 1 ، ص 68 ؛ ابوالفتوح ، روض الجنان ، ج 1 ، ص 143 و ج 5 ، ص 131 ؛ شيخ طوسى ، التبيان ، ج 1 ، ص 159 و ج 7 ، ص 217 و نيز ج 4 ، ص 367 ؛ و نهى كراهتى هم به كار برده است . ج 4 ، ص 373 [ .
در تفسير منسوب به امام حسن عسكرى ( ع ) آمده است كه اين درخت ، درخت علوم محمد و آل محمد ( ص ) بوده است ؛ « شجرة العلم ، شجره علم محمّد و آل محمّد ( ص ) آثرهم الله تعالى به دون سائر خلقه . . . شجرة العلم فإنّها لمحمّد و آله خاصّة دون غيرهم ، لا يتناول منها بأمر الله إلّا هم » . ] مجلسى ، بحار الانوار ، ج 11 ، ص 189 به نقل از تفسير امام عسكرى ( ع ) [ .
امام هادى ( ع ) آن را درخت حسد مىداند . ] بحارالانوار ، ج 11 ، ص 187 به نقل از تفسير عياشى [
از امام صادق ( ع ) درخت سنبله و عنب هر دو روايت شده است . ] بحارالانوار ، ج 11 ، ص 179 [ .