تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در پرتو وحى (فارسى) — صفحة 291

مساهمون:

ص٢٩١
هامش
مىدانند . امام فرمود : « كل ذلك حق » تمام اين حرف‌ها صحيح است . گفتم : فما معنى هذه الوجوه على اختلافها ؟ فقال : يابن الصلت ، اين درخت مانند درختان دنيا نبوده كه فقط يك نوع ميوه و محصول بدهد . وقتى كه خداوند مقام و موقعيت آل عبا را به آدم نشان داد و آنها را به او معرفى فرمود ، و موقعيت و مقام آنها را بيان كرد ، به آدم فرمود : « فَإياك أن تنظر إليهم به عين الحسد فأخرجك من جوارى فنظر إليهم به عين الحسد و تمنّى منزلتهم فتسلّط عليه الشيطان حتّى أكل من الشجرة التى نهى عنها و تسلّط على حوّا لنظرها إلى فاطمة به عين الحسد . . . » . ] به نقل از بحرانى ، تفسير البرهان ، ج 1 ، ص 83 - 84 [ . و در روايتى از امام ابوالحسن الثالث الهادى ( ع ) آمده است : « الشجرة التى نهى الله آدم و زوجته أن ياكلا منها شجرة الحسد ، عهد إليهما أن لا ينظرا إلى من فضّل الله عليه و على خلايقه به عين الحسد و لم يجد الله له عزماً » . ] زركشى ، البرهان ، ج 2 ، ص 6 [ . فخر رازى در عين اين كه هيچ تصريح و اشاره‌اى به علم آل محمد ( ص ) ندارد چند قول ديگر را نقل كرده ؛ از قبيل اين كه آن درخت يكى از موارد زير بوده است ، البرّوالسنبلة ( از ابن عباس ابومالك و قتاده ) ، الكرم ( از ابن مسعود و ابن عباس و سعيد بن جيير و جعده بن هبيره ) ، التين ( از بعض الصحابة ) . و از ربيع بن انس نقل كرده كه او گفته آن درختى بوده كه هر كس از آن مىخورده دچار حدث ( بول و غائط ) مىشده در حالى كه در بهشت اين امور سزاوار نيست . فخر رازى بعد از بيان اين اقوال مىگويد : هيچ دليلى بر تعيين آن درخت نداريم و مقصود و حاجتى هم در بيان آن درخت نيست . چنان كه مقصود بارى تعالى نيز بيان آن نبوده ، لذا چه بسا بيان آن عبت بوده باشد . ] تفسير الكبير ، ج 3 ، ص 5 - 6 [ و ر . ك : ] قرطبى ، الجامع لأحكام القرآن ، ج 1 ، ص 209 [ محمد رشيد رضا نظر فخر رازى را پذيرفته و گفته است : خداوند اين درخت را براى ما تعيين نكرده است و ما هم در تعيين آن چيزى نمىگوييم ، و همين را مىدانيم كه اين تعيين نكردن ، خود حكمتى دارد . . . ] المنار ، ج 1 ، ص 278 [ و ر . ك : ] آلوسى ، روح المعانى ، ج 1 ، ص 235 [ ابن كثير بعد از بيان اقوال مختلف در اين كه آن درخت چه بود ، مىنويسد : در تعيين آن درخت اگر مصلحت و فايده‌اى بود حتماً خداوند آن را مىفرمود پس ما هم در تعيين آن مصلحت نمىبينيم . . . ] ابن كثير ، قصص الانبياء ، ج 1 ، ص 44 [ . عبدالكريم خطيب بعد از نقل اقوال مىنويسد : اين اقوال سند صحيحى از كتاب يا سنت ندارند و الا نبايد آن‌قدر با هم اختلاف داشته باشندكه قابل جمع نباشند . آنچه كه معلوم است اين درخت براى آدم و حوا معلوم و مشخص بوده است و دليلى براى تعيين آن و
در پرتو وحى (فارسى) — صفحة 291 | السيد عبد الكريم الموسوي الاردبيلي