بيفتيد » . همگى سجده كردند ، جز ابليس كه سرباز زد و كبر ورزيد و از كافران شد . او از گروه جن بود و از فرمان پروردگارش سرپيچيد ، و از سجده كنندگان نبود . فرمود : « اى ابليس ! چه چيز تو را مانع شد كه براى چيزى كه به دستان قدرت خويش خلق كردم سجده آورى ؟ آيا تكبّر نمودى يا از جمله برترى جويانى ؟ » گفت : « من از او بهترم ، مرا از آتش و او را از گل آفريدى . من آن نيستم كه براى بشرى كه او را از گلى خشك ، از گل سياه و بدبو آفريدهاى ، سجده كنم . به من بگو اين كسى را كه بر من برترى دادى ، براى چه بود ؟ » خداوند فرمود : « از آن مقام فرو شو ، تو را نرسد كه در آن جايگاه تكبر نمايى ، پس بيرون شو كه تو از
خوار شدگان و رانده شدگانى و تا روز جزا بر تو لعنت باشد . » ابليس گفت : « خدايا ! مرا تا روزى كه برانگيخته خواهند شد ، مهلت ده » . خداوند فرمود : « در حقيقت تو از مهلت يافتهگانى ، تا روز معلوم . » ابليس گفت : « پس به سبب آنكه مرا به بيراهه افكندى ، من هم براى فريفتن آنان ، حتماً بر سر راه راست تو خواهم نشست ، و گناهانشان را در زمين بر ايشان مىآرايم و همه را گمراه خواهم ساخت ؛ آن گاه از پيش رو و از پشت سرشان و از طرف راست و طرف چپشان ، بر آنها مىتازم و بيشترشان را شكرگذار نخواهى يافت . پس به عزت تو سوگند كه همانا همگى را از راه به در مىبرم و فرزن آدم را ريشهكن خواهم كرد ، مگر بندگان خالص تو از ميان آنان را » . خداوند فرمود : « نكوهيده و رانده ، از آن مقام بيرون شو و برو ، از ايشان هر كه را توانستى ، با آواى خود تحريك كن و با
در پرتو وحى (فارسى) — صفحة 279
مساهمون: السيد عبد الكريم الموسوي الاردبيلي
ص٢٧٩