مطلب ، علمى نيست يا معنى ندارد و يا قابل پذيرش نخواهد بود . « 1 » بنابراين ، نوبت به آيات قرآن و آفرينش انسان نمىرسد ؛ خدا و روح و ملائكه و جن و هر موجود غيرمادى ، باطل و بىمعنا و پوچ خواهد بود . اما خود اين سخن آن قدر پوچ و بىاساس و بىمعناست كه ارزش بحث و بررسى و
صرف وقت ندارد . زيرا خود اين مدعا كه « هر چيزى كه از راه تجربه قابل اثبات نباشد ، بىمعنا است » چگونه قابل اثبات است ؟ آيا آن هم از راه تجربه به دست آمده يا يك اصل عقلى است ؟
ابعاد هدايتى آيات
با توجه به نكته سابق الذكر كه نظر اصلى و اوّلى آيات قرآن كريم برداشت و استفاده هدايتى بوده است ، به چند مورد كه در اين آيات شريفه مدنظر بوده ، اشاره مىكنيم :
1 . اثبات برترى انسان از كل موجودات از نظر دينى : سجده ملائكه به هر معنا و كيفيتى باشد ، خضوع و تواضع سجده كننده و تعظيم و تجليل و تكريم سجده شونده را در بر دارد . پس سجده ملائكه و فرشتهها كه
هامش
( 1 ) . اين ديدگاه همان مكتب « پوزيتيويسم » يا مكتب تحققى و ثبوتى است كه در اصطلاح عام به هر مكتبى كه مبنا و بنياد را بر دادههاى علمى و تجربى گذاشته و تفكرات و تأملات و استدلالهاى ما قبل تجربى و ما بعد الطبيعه را بىاعتبار دانسته و ناديده مىگيرد ، اطلاق مىشود . معتقدين به اين مكتب قاعدتاً بر اين نظر دارند كه مسائل الهيات و ما بعد الطبيعه مسايلى مهمل و بىمعنا هستند ، چرا كه روش مطمئنى كه بتواند پاسخى محقق و معنا دار به آنها بدهد ، نيست ] طباطبائى ، اصول فلسفه و روش رئاليسم ، ج 1 ، ص 180 - 178 ، مقاله پنجم ( مقدمه ) ؛ فلسفه عمومى ، از پل فولكيه ، ص 149 [ .