سواران و پيادگانت بر آنها بتاز و با آنان در اموال و اولاد ، شركت كن و به ايشان وعده بده ، در حقيقت تو را بر بندگان من تسلطى نيست ، مگر كسانى از گمراهان كه تو را پيروى كنند ، قطعاً هر كه از آنان از تو پيروى كند ، وعدهگاه همه آنها در دوزخ است و هر آينه جهنّم را از تو و از هر كس از آنان كه تو را پيروى كند ، از همگىشان ، خواهم انباشت » . پس خداوند فرمود : « اى آدم ! خود و همسرت در اين باغ سكونت گيريد و از هر كجاى آن خواهيد ، فراوان بخوريد ، ولى به اين درخت نزديك نشويد كه از ستمكاران خواهيد بود . اى آدم ! در حقيقت اين ابليس ، براى تو و همسرت دشمنى خطرناك است ، زنهار تا شما را از بهشت در نكند تا تيره
بخت گرديد . در حقيقت براى تو در آنجا اين امتياز است كه نه گرسنه مىشوى و نه برهنه مىمانى ، و هم اين كه در آنجا نه تشنه مىگردى و نه آفتاب زده » . پس شيطان آن دو را وسوسه كرد تا آنچه را از عورتهايشان بر ايشان پوشيده مانده بود ، براى آنان نمايان گرداند و گفت : « اى آدم ! آيا تو را به درخت جاودان و مُلكى كه زايل نمىشود راه نمايم ؟ پروردگارتان شما را از اين درخت منع نكرد جز براى آن كه ، دو فرشته گرديد يا از زمره جاودانان شويد » . و براى آن دو سوگند ياد كرد كه من قطعاً از خيرخواهان شما هستم . پس شيطان هر دو را از آن بلغزانيد و از آنچه در آن بودند ايشان را به در آورد و آن دو را با فريب به سقوط كشانيد . آن گاه از آن درخت ممنوع خوردند و برهنگى آنان بر ايشان نمايان شد ، پس شروع كردند به چسباندن برگهاى بهشت بر خود ، و
در پرتو وحى (فارسى) — صفحة 280
مساهمون: السيد عبد الكريم الموسوي الاردبيلي
ص٢٨٠