6 . آيا فرشتهها از خداوند سؤال كردند يا اعتراض نمودند ؟ اگر اعتراض بود آيا اين كار با معصوم بودن فرشتهها منافات ندارد ؟ « 1 »
هامش
( 1 ) . ابوالفتوح و جرجانى در اين باره چنين مىنويسند : اين لفظ استفهام است و مراد هم ، استفهام و استعلام است و نه بر وجه انكار ، ولى گروهى گفتهاند بر وجه تعجب است . 1 - آنكه قائل به وجه استفهام است گفته است ايشان نمىدانستند و براى افزايش آگاهى خود پرسيدند . 2 - گروهى ديگر مىگويند : با ظن و گمان گفتند چون پيش از حضرت آدم در زمين جماعتى به نام جان بودند - چنان كه خداى تعالى گفت : وَالْجَآنَّ خَلَقْنَاهُ مِن قَبْلُ مِن نَّارِ السَّمُومِ ] سوره حجر ( 15 ) : آيه 27 [ - كه در زمين فساد و خونريزى كردند و خداوند آنها را توسط فرشتگان هلاك كرد و فرشتگان اين را از آنجا فهميده بودند . 3 - فرشتگان اين را از علم گفتند ، چون خداوند قبلًا آنها را از خلقت چنين موجودى آگاه كرده بود و اينان نيز بر سبيل تعجب از خدا پرسيدند كه چگونه چنين قومى را بر زمين خليفه مىكنى در حالى كه ما تو را تسبيح و تقديس مىنماييم ؟ اين قول عبدالله بن عباس و عبدالله بن مسعود و سدى است ] رازى ، تفسير روح الجنان ، ج 1 ، ص 128 و جرجانى ، دلايل الاعجاز ، ج 1 ، ص 62 و 63 [ .
اين كه ملائكه اين جملات را از جنبه استخبار و استعلام از حضرت حق پرسيدند نه جنبه اخباريت ، قول نظر بيشتر مفسرين است ، ولى قول دوم ديدگاه ابن عباس است ] طبرسى ، مجمع البيان ، ج 1 ، ص 177 [ . و رجوع كنيد به : ] شيخ طوسى ، التبيان ، ج 1 ، ص 132 و 133 [ .
قال امير المؤمنين ( ع ) : « . . . فقالت الملائكة : سبحانك أتجعل فيها من يفسد فيها كما فسد بنوالجانّ و يفسكون الدماء كما سفك بنوالجانّ و يتفاسدون و يتغاضبون . . . » ] زركشى ، البرهان ، ج 1 ، ص 76 [ .