هامش
ب - ابن عباس مىگويد : « ملائكه از خدا پرسيدند : و ما يكون ذلك الخليفةُ ؟ قال : يكون له ذريةٌ يفسدون فى الأرضِ . . . » .
ج - قتاده مىگويد : ملائكه به طور احتمالى و بر اساس گمان خود از خداوند متعال پرسيدند ؛ « قالت على غير يقين وَ علم تقدّم منها بأنَّ ذلك كائنٌ ، و لكن على الرأى منها و الظّن » .
د - قتاده و حسن بصرى و گروهى از اهل تأويل نيز معتقدند : « كان اللهُ أَعلمهم إذا كان فى الأرضِ خلق أفسدوا فيها و سفكوا الدماءَ » .
طبرى بعد از بيان اين اقوال قول ديگرى كه نوعاً به همين اقوال ، - خصوصاً به قول چهارم - برمىگردد بيان مىكند . هرچند در كيفيت و چگونگى و زمان اعلام و اخبار خداوند مسأله فساد و سفك بنى آدم با هم اختلاف اجمالى دارند . وى سرانجام نظر و رأى خود را چنين مىنگارد : « و أولى هذه التأويلات بقول الله جلّ ثناؤه . . . تأويل من قال : إنّ ذلك منها ( الملائكه ) استخبار لربّها بمعنى أعْلِمنا يا ربَّنا ! أجاعلٌ أنت فى الأرضِ من هذه صفته ؟ » . سپس در مقام جواب اين سؤال كه آنها از كجا اين مسأله را متوجه شده بودند كه از خدا پرسيدند ، وجوه مختلفى نقل مىكند . از جمله : 1 - اين را به عنوان يك احتمال گفتند ؛ 2 - از مقايسه با جن فهميدند ] طبرى ، جامع البيان ، ج 1 ، ص 201 و 209 [ .
فخر رازى مىنويسد : شايد گفته شود ملائكه از طريق وحى كه خدا به آنها فرموده بود اين را فهميدند . اين قول مردود است چون اگر از طريق وحى الهى بود ، دليلى بر سؤال و اعتراض ملائكه نمىماند ] تفسير الكبير ، ج 2 ، ص 167 [ .
علامه مجلسى مىگويد : ملائكه ازجهاتى اين را گمان كرده و احتمال دادند . جهت اول : اين كه انسان را با جن كه قبلا در زمين ساكن بود و فساد و خونريزى كرد قياس كردند . جهت دوم : اين كه از كيفيت خلقت انسان كه از عناصر اربعه بود ، گمان كردند كه چيزى كه از اين عناصر اربعه تركيب شده باشد يقيناً از قوه غضب و شهوت نيز برخوردار بوده و اين موجب فساد و خونريزى خواهد شد . جهت اول از ابن عباس و كلينى روايت شده است و مورد تأييد تفسير امام عسكرى ( ع ) است . ملائكه از جهاتى يقين پيدا كردند كه اين خليفه فساد و خونريزى مىكند و آن جهات عبارتند از :
اول : بعد از اين كه خدا فرمود : إِنِّى جَاعِلٌ فِى الأَرْضِ خَلِيفَةً ملائكه پرسيدند : آن خليفه چه و چگونه خواهد بود ؟ ما يكون ذلك الخليفة ؟ خداوند فرمود : براى او نسل و ذريهاى خواهد بود كه فساد و خونريزى كرده و به همديگر حسادت ميورزند و بعضى ديگر را به قتل مىرساند . بعد از جواب خداوند ، ملائكه گفتند : أَتَجْعَلُ فِيهَا مَن يفْسِدُ فِيهَا . . . .
دوم : خداوند اين فساد و خونريزى خليفه را به ملائكه اطلاع داده بود .
سوم : خداوند بعد از اين كه جهنم و آتش را خلق كرد . ملائكه ترسيدند و پرسيدند : لمن خلقت هذه النار ؟ خداوند فرمود : براى كسانى كه مرا معصيت و نافرمانى كنند . اين در حالى بود كه در زمين مخلوقى نبود و بعد كه خداوند فرمود : إِنِّى جَاعِلٌ فِى الأَرْضِ خَلِيفَةً ملائكه فهميدند آن معصيت كاران از همين مخلوق جديد خواهند بود .
چهارم : در لوح محفوظ تمام حوادث تا روز قيامت نوشته شده بود ، لذا ممكن است ملائكه لوح را مطالعه كرده و اين امر را فهميده بودند .
پنجم : از مقتضاى خلافت و نيابت فهميدند ] بحارالانوار ، ج 11 ، ص 126 [ و همچنين رجوع كنيد به : ] فخر رازى ، تفسير الكبير ، ج 2 ، ص 170 ؛ ابن كثير ، قصص الانبياء ، ج 1 ، ص 35 و 36 ؛ جزايرى ، النور المبين فى قصص الانبياء و المرسلين ، ص 34 و 35 ؛ آلوسى ، روح المعانى ، ج 1 ، ص 222 [ .