تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در پرتو وحى (فارسى) — صفحة 227

مساهمون:

ص٢٢٧
ميان هر امتى پيغمبرى را فرستاديم تا بگويند به مردم عبادت خدا را كنيد و از پرستش بت‌ها اجتناب ورزيد ، پس خدا بعضى مردم را هدايت فرمود و بعضى ديگر در ضلالت و گمراهى ماندند » . و در سوره هود - آيه 116 - آمده است : فَلَوْلَا كَانَ مِنَ الْقُرُونِ مِن قَبْلِكُمْ أُوْلُواْ بَقِيَّةٍ يَنْهَوْنَ عَنِ الْفَسَادِ فِي الأَرْضِ إِلَّا قَلِيلًا مِّمَّنْ أَنجَيْنَا مِنْهُمْ وَاتَّبَعَ الَّذِينَ ظَلَمُواْ مَا أُتْرِفُواْ فِيهِ وَكَانُواْ مُجْرِمِينَ « چرا در امت‌هاى گذشته مردمى با عقل و ايمان نبودند كه خلق را از فساد نهى كنند ، مگر عده كمى از مؤمنانشان كه نجاتشان داديم ، و پيروى كردند ستمگران از هواى نفس خود و آنها مردمى بدكار بودند » . از اين آيات و چند آيه ديگر استفاده مىشود كه مردم از اول دو دسته بوده‌اند ؛ گروه موحد و خداپرست و فرقه منحرف و گمراه . راجع به سير دين در بين فرقه دوم نظريه‌اى كه با موازين علمى تطبيق مىكند همان نظريه دوم است ، زيرا شكى نيست در اين كه بشر زندگى را از سادهترين شكل شروع كرده به تدريج در همه قسمت‌ها كامل شده است ؛ همان طورى كه در غذا ، لباس ، مسكن ، صنايع و افكار علمى به تدريج پيشرفت كرده است ، در قسمت عقايد هم ، همانطور بوده است . نمىتوان گفت : بشرى كه نسبت به ابتداييترين مسائل زندگى جاهل است در عقايد كامل‌ترين مراحل را كه توحيد است داراست ، شاهد زنده اين گفتار پاره‌اى از ملل وحشى عصر ماست كه به پرستيدن رؤساء قبايل يا پرستش مردگان معتقدند .