چند در بعضى جهات هر دو بحث مشتركند ؛ برخى از ويژگىهاى بحث زبان دين بدين قرارند :
1 . در بحث فلسفه دين سخن از زبان دين به معنى اعم است يعنى اعم از متون دينى يا گفتار پيامبران يا كشيشان و كليسا يا مؤمنين .
2 . بيشتر بحث آنها در گزارههاى كلامى است ، مثلًا در اوصاف خدا ، اعم از اوصاف اشتراكى مانند : علم ، حلم ، قدرت ، حكمت ، سمع ، بصر و مانند آن يا اوصاف اختصاصى ذاتى يا خلقى ( صفت فعل ) ايجابى يا سلبى .
3 . مشكل آنها تصور حقيقت اين مطالب است و لذا در جستجوى پيدا كردن راه تجربه و تحقيق در صدق و كذب و بيرون آوردن اين مطالب از تعبد به صحنه علم هستند و نيز آنها در اين صدد هستند كه آيا اين امور قابل ابطال هست يا نيست و نيز ترسيدن از يك شىء نامرئى و اميد بستن به آن و عشق ورزيدن به آن و اعتراف كردن نزد آن چه معنا مىتواند داشته باشد ؟
4 . خواسته آنها اهداف زير مىباشد :
الف . فهم اين مطالب خصوصاً در اوصاف خدا يا هر مجرد .
ب . حل تهافتهايى كه در دين پيش آمده است .
ج . حل تعارض علم با دين .
د . پاسخگويى به فلسفههاى ضددينى .
مثلًا در مورد حل تعارض علم و دين راههايى را كه رفتهاند ،
در پرتو وحى (فارسى) — صفحة 159
مساهمون: السيد عبد الكريم الموسوي الاردبيلي
ص١٥٩