بدين شرح است : تفكيك ميان علم و دين ، قبول كردن گفته « علم ظنى است و قطعى نيست » ، سيال كردن معرفت دينى و جدا كردن آن از دين ، تأويل گفتههاى دين ، عرفى دانستن زبان دين يا در نظر بعضى سمبليك دانستن آن و نظريات ديگرى كه درباره زبان دين گفته شده از قبيل : نظريه ابراز احساسات ، نظريه نمادين ، نظريه آيينى ، نظريه اسطورهاى ؛ كه تفصيل هر كدام را بايد در كتابهايى كه در اين باره نوشته شده ، جست ! « 1 »
ولى ، بحث ما گفتگو در زبان قرآن است حتى گفتههاى پيامبر و امامان هم داخل نيستند ؛ زيرا بحث از آنها جاى ديگرى دارد ( بحث از حديث ) ، و مقوله قرآن كه عين وحى است با گزارش از وحى تفاوت دارد .
در قرآن از موضوعات مختلفى بحث شده است مانند : قصص و حكايات ، پند واندرز ، دعا و عبادت ، تمجيد و ستايش ، هدايت و ضلالت ، خير و شر ، بهشت و جهنم ، غيب و شهود ، مرگ و حيات ، طينت و طبيعت ، و ما مىخواهيم درك كنيم قرآن در اين موارد با چه زبانى با ما صحبت مىكند تا آن را واسطه تفسير صحيح قرآن قرار دهيم ، پس بحث ما در فهم مراد خداوند است از لحاظ بيان و زبان .
هامش
( 1 ) . ر . ك : باربور ، علم و دين ، ترجمه بهاءالدين خرمشاهى ، ص 277 ؛ كاسيرر ، زبان و اسطوره ، ترجمه محسن ثلاثى ، و نويا ، تفسير قرآنى و زبان عرفانى ، ترجمه اسماعيل سعادت .