انسجام قرآن است كه فهم قرآن را به شدت دشوار مىكند ، به ويژه در آن دسته از آياتى كه مسأله سجع و وزن كلمات و آهنگ كلى آيات رعايت شده است ، و به اين خاطر معنا را در محظور قرار داده است .
پس چه بايد كرد و چه راه حلى را بايست پيش گرفت ؟
به نظر مىرسد پيش از هر چيز بايد راه تفسير صحيح قرآن را به دست آورد ، سپس بايد ديد آيا اين اشكالات واقعاً وجود دارد يا نه ؟ و در فرض دوم بايد تلاش و كوشش خود را براى حل مشكلات به كار برد ، پس بايد پيش از هر چيز زبان قرآن را دانست ، زيرا تنها با آن مىتوان تفسير صحيح قرآن را به دست آورد تا ببينيم آيا چنين مشكلاتى وجود دارد يا نه ؟ از اين روست كه ما قبلا بحث زبان قرآن را پى مىگيريم و سپس به هر كدام از اين اشكالات گفته شده مىپردازيم .
اكنون مىپرسيم قرآن چگونه سخن مىگويد ؟ و زبان آن چيست ؟ در چه قالب و سياق سخن مىگويد و در چه فضايى از سخن ، پيام خود را ارائه مىدهد كه ما با همان ديد به سراغ قرآن برويم ؟
اين بحث در علم اصول به شكل ديگرى مطرح شده و دانشمندان علم اصول با عنوان « حجيت ظواهر كتاب » بدان پرداختهاند ؛ ولى آنها از زاويهاى ديگر به مطلب نگريسته و براى اثبات آن راه ديگرى را كه مناسب آن زاويه ديد است ، پيش گرفتهاند ، ولى ما نمىتوانيم در حل مشكلات گفته شده به آن تلاش بسنده كنيم .
در پرتو وحى (فارسى) — صفحة 129
مساهمون: السيد عبد الكريم الموسوي الاردبيلي
ص١٢٩