است كه صد تومان به فقير بدهم » ، نذر او صحيح است .
« مسألهء 3266 » عبارت « براى خدا » به هر زبان كه باشد ، بايد در صيغهء نذر گفته شود و اگر در قلب آن را نيّت كند ، كافى نيست و نذر واقع نمىشود .
« مسألهء 3267 » نذر كننده بايد مكلّف و عاقل باشد و به اختيار و قصد خود نذر كند ، بنابر اين نذر كردن كسى كه او را مجبور كردهاند يا به واسطهء عصبانى شدن بىاختيار نذر كرده ، صحيح نيست .
« مسألهء 3268 » نذرهايى كه آدم سفيه - يعنى كسى كه مال خود را در كارهاى بيهوده مصرف مىكند - نسبت به اموالش مىكند ، صحيح نيست ، اگرچه حاكم شرع هم از تصرّف او در اموالش جلوگيرى نكرده باشد .
« مسألهء 3269 » نذر زن بدون اجازهء شوهر ، اگر منافات با حقّ شوهر داشته باشد ، باطل است .
« مسألهء 3270 » اگر زن با اجازهء شوهر نذر كند ، شوهر نمىتواند نذر او را به هم بزند يا از عمل كردن او به نذر جلوگيرى نمايد .
« مسألهء 3271 » هرگاه فرزند نذر كند - اگرچه بدون اجازهء پدر هم باشد - بايد به آن نذر عمل نمايد ، مگر اين كه نذر فرزند نسبت به اموال پدر يا مادر باشد و يا موجب آزار والدين را فراهم كند و به اين سبب از رجحان بيفتد .
« مسألهء 3272 » پدر و مادر نمىتوانند از طرف فرزند خود نذر كنند ؛ پس اگر مثلًا نذر كنند كه دختر خود را به سيّد شوهر دهند و دختر پس از تكليف راضى نباشد ، نذر آنان اعتبارى ندارد ، ولى احتياط مستحب آن است كه اگر بتوانند او را راضى نمايد كه با سيّد ازدواج كند .
« مسألهء 3273 » انسان كارى را مىتواند نذر كند كه انجام آن برايش ممكن باشد ، بنابر اين كسى كه نمىتواند پياده به كربلا برود ، اگر نذر كند كه پياده برود ، نذر او صحيح نيست .
« مسألهء 3274 » اگر نذر كند كار حرام يا مكروهى را انجام دهد يا كار واجب يا
رساله توضيح المسائل (فارسى) — صفحة 622
مساهمون: السيد عبد الكريم الموسوي الاردبيلي
ص٦٢٢