است ، جنس ديگرى حواله دهد ، مثلًا به كسى كه جو بدهكار است گندم حواله دهد ، تا او قبول نكند حواله صحيح نيست .
« مسألهء 2583 » هنگامى كه انسان حواله مىدهد ، بايد بدهكار باشد ؛ پس اگر بخواهد از كسى قرض كند ، تا وقتى از او قرض نكرده نمىتواند او را به كسى حواله دهد كه آنچه را بعداً قرض مىدهد ، از آن شخص بگيرد .
« مسألهء 2584 » مال مورد حواله بايد براى حواله دهنده و طلبكار معيّن باشد ، يعنى مردّد نباشد ؛ پس اگر مثلًا ده من گندم و هزار تومان پول به يك نفر بدهكار باشد و به او بگويد : « يكى از دو طلب خود را از فلانى بگير » و آن را معيّن نكند ، حواله درست نيست .
« مسألهء 2585 » اگر بدهى واقعاً معيّن باشد ، ولى بدهكار و طلبكار در هنگام حواله دادن ، مقدار يا جنس آن را ندانند ، حواله صحيح است ؛ مثلًا ا گر طلب كسى را در دفتر نوشته باشد و پيش از ديدن دفتر حواله بدهد و بعد دفتر را ببيند و به طلبكار مقدار طلبش را بگويد ، حواله صحيح مىباشد .
« مسألهء 2586 » طلبكار مىتواند حواله را قبول نكند ، اگرچه كسى كه به او حواله شده فقير نباشد و در پرداختن حواله هم كوتاهى ننمايد .
« مسألهء 2587 » اگر به كسى حواله بدهد كه بدهكار نيست ، چنانچه او حواله را قبول كند ، پيش از پرداختن حواله نمىتواند مقدار حواله شده را از حواله دهنده بگيرد و اگر طلبكار طلب خود را به مقدار كمترى صلح كند ، كسى كه حواله را قبول كرده ، همان مقدار را مىتواند از حواله دهنده مطالبه نمايد .
« مسألهء 2588 » هرگاه ديگرى به صورت مجانى حواله را پرداخت كند يا پرداختن آن را ضمانت نمايد و طلبكار بپذيرد ، بدهى از عهدهء كسى كه به او حواله شده ساقط مىشود .
« مسألهء 2589 » بعد از آن كه حواله درست شد ، حواله دهنده و كسى كه به او حواله شده نمىتوانند حواله را به هم بزنند و اگر كسى كه به او حواله شده در هنگام حواله فقير نباشد - يعنى غير از چيزهايى كه در دين مستثنى است مالى داشته باشد كه
رساله توضيح المسائل (فارسى) — صفحة 481
مساهمون: السيد عبد الكريم الموسوي الاردبيلي
ص٤٨١