« مسألهء 2535 » اگر وكيل يا موكّل بميرد يا ديوانهء دائمى شود ، وكالت باطل مىشود و نيز اگر گاهى ديوانه شود و يا بىهوش شود ، بنابر احتياط واجب بايد به معاملهاى كه انجام مىدهد ترتيب اثر ندهند و نيز اگر چيزى كه براى تصرّف در آن وكيل شده است از بين برود ، مثلًا گوسفندى كه براى فروش آن وكيل شده بميرد ، وكالت باطل مىشود .
« مسألهء 2536 » اگر انسان كسى را براى كارى وكيل كند و چيزى براى او قرار بگذارد ، بعد از انجام آن كار ، چيزى را كه قرار گذاشته بايد به او بدهد .
« مسألهء 2537 » اگر وكيل در نگهدارى مالى كه در اختيار اوست كوتاهى نكند و غير از تصرّفى كه به او اجازه دادهاند ، تصرّف ديگرى در آن ننمايد و اتّفاقاً آن مال از بين برود ، ضامن نيست .
« مسألهء 2538 » اگر وكيل در نگهدارى مالى كه در اختيار اوست كوتاهى كند يا غير از تصرّفى كه به او اجازه دادهاند تصرّف ديگرى در آن بنمايد و آن مال از بين برود ، ضامن است ، پس اگر لباسى را كه گفتهاند : « به فروش » ، بپوشد و آن لباس تلف شود ، بايد عوض آن را بدهد .
« مسألهء 2539 » اگر وكيل غير از تصرّفى كه به او اجازه دادهاند ، تصرّف ديگرى در مال بكند ، مثلًا لباسى را كه گفتهاند : « به فروش » ، بپوشد و بعداً تصرّفى را كه به او اجازه دادهاند بنمايد ، آن تصرّف دوم صحيح است .
« مسألهء 2540 » اگر دو نفر در اصل وكالت اختلاف پيدا كنند ، ادّعاى كسى كه منكر آن است با قسم مقدّم مىباشد و اگر در ضايع شدن مال مورد وكالت يا در كوتاهى وكيل در حفظ آن اختلاف نمايند ، ادّعاى وكيل با قسم مقدّم است .
رساله توضيح المسائل (فارسى) — صفحة 471
مساهمون: السيد عبد الكريم الموسوي الاردبيلي
ص٤٧١