خراب شود كه نتوانند استفادهاى را كه مال براى آنها وقف شده از آن ببرند ، مثلًا حصير مسجد به گونهاى پاره شود كه نتوانند روى آن نماز بخوانند ، فروش آن اشكال ندارد و در صورتى كه ممكن باشد ، بايد پول آن را در همان مسجد به مصرفى برسانند كه به مقصود وقف كننده نزديكتر باشد .
« مسألهء 2293 » هرگاه بين كسانى كه مالى را براى آنان وقف كردهاند به گونهاى اختلاف پيدا شود كه اگر مال وقفى را نفروشند ، گمان آن برود كه مال يا جانى تلف شود ، مىتوانند آن مال را بفروشند و بين موقوفعليهم تقسيم نمايند ، ولى چنانچه اختلاف تنها با فروختن و تهيّه مال ديگر بر طرف شود ، لازم است آن موقوفه به مال ديگرى تبديل و يا با پول فروش آن ، مال ديگرى خريدارى شود و به جاى مال اوّل و در همان منظور وقف اوّل وقف گردد .
« مسألهء 2294 » چنانچه چيزهايى همچون فرش ، وسايل چاى و لوازم صوتى موجود در جاهايى مانند مساجد ، مدارس و حسينيّهها براى آنجا وقف شده باشند ، فروش آنها جايز نيست و چنانچه آن چيزها را به آنجا تمليك كرده باشند ، اختيار آن با متولّى موقوفه يا حاكم شرع است و هر وقت به مصلحت موقوفه باشد ، مىتوانند آن را به چيزهاى ديگر تبديل كنند و يا به فروش برسانند .
صيغهء خريد و فروش
« مسألهء 2295 » در خريد و فروش لازم نيست صيغهء عربى بخوانند ، مثلًا اگر فروشنده به فارسى بگويد : « اين مال را در عوض اين پول فروختم » و مشترى بگويد :
« قبول كردم » معامله صحيح است ، ولى خريدار و فروشنده بايد قصد انشاء داشته باشند ، يعنى با گفتن اين دو جمله مقصودشان خريد و فروش باشد .
« مسألهء 2296 » اگر در هنگام معامله صيغه نخوانند ، ولى فروشنده در مقابل مالى كه از خريدار مىگيرد ، مال خود را ملك او كند و او هم بگيرد ، معامله صحيح است و هر دو مالك مىشوند .