تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله توضيح المسائل (فارسى) — صفحة 415

مساهمون:

ص٤١٥
حقوقى كه قابل نقل و انتقال و معاوضه مىباشند ، مانند حق تأليف ، جايز است و احكام اينها در مسائل آينده گفته خواهد شد . « مسألهء 2286 » كالايى را كه در شهرى با وزن يا پيمانه معامله مىكنند ، در آن شهر انسان بايد با وزن و پيمانه بخرد ؛ ولى مىتواند همان جنس را در شهرى كه با ديدن معامله مىكنند ، با ديدن خريدارى نمايد . « مسألهء 2287 » چيزى را كه با وزن خريد و فروش مىكنند ، با پيمانه هم مىشود معامله كرد ؛ مثلًا اگر مىخواهد ده من گندم بفروشد ، با پيمانه‌اى كه يك من گندم مىگيرد ، ده پيمانه بدهد . « مسألهء 2288 » اگر يكى از شرطهايى كه گفته شد ، در معامله نباشد ، معامله باطل است ؛ ولى اگر خريدار و فروشنده راضى باشند كه در مال يكديگر تصرّف كنند ، تصرّف آنها اشكال ندارد . « مسألهء 2289 » خريد و فروش ملكى كه آن را به ديگرى اجاره داده‌اند اشكال ندارد ، ولى استفاده از آن ملك در مدّت اجاره ، از آنِ مستأجر است و اگر خريدار نداند كه آن ملك را اجاره داده‌اند يا به گمان اين كه مدّت اجاره كم است ، ملك را خريده باشد ، پس از اطّلاع مىتواند معامله را به هم بزند . « مسألهء 2290 » هرگاه خريدار كالا را براى ديدن يا تصميم گرفتن از فروشنده بگيرد و مدّتى نزد او بماند و از بين برود ، در صورتى كه صاحب مال شرط كرده باشد كه عاريه مضمونه باشد يا خريدار در حفظ آن افراط و تفريط كرده باشد ، بايد عوض آن را به صاحبش بپردازد . « مسألهء 2291 » اگر كسى در كالا يا عوض آن حقّى داشته باشد ، مثل اين كه مالى را پيش او گرو گذاشته باشند ، مالك مىتواند بدون اجازهء او آن را بفروشد و اگر مشترى جاهل باشد ، پس از آگاهى مىتواند معامله را به هم بزند .

خريد و فروش اموال وقفى

« مسألهء 2292 » معاملهء چيزى كه وقف شده باطل است ؛ ولى اگر آن چيز به گونه‌اى