« مسألهء 2221 » اگر در اين مرتبه درجاتى باشد ، لازم است با احتمال تأثير درجهء خفيفتر ، به همان اكتفا كند ؛ مثلًا اگر احتمال مىدهد كه با ترك تكلّم با او مقصود حاصل مىشود ، به همان اكتفا كند و به درجهء بالاتر عمل نكند ، خصوصاً اگر گنهكار شخصى باشد كه اين نحو عمل موجب هتك او شود .
« مسألهء 2222 » اگر اعراض نمودن و ترك معاشرت با گنهكار ، موجب شود كه او كمتر مرتكب معصيت شود يا احتمال بدهد كه موجب اين امر شود ، واجب است ، اگرچه بداند كه موجب ترك كامل معصيت نمىشود و اين امر در صورتى است كه با مراتب ديگر ، نتواند كاملًا از معصيت جلوگيرى كند .
« مسألهء 2223 » اگر مراوده و معاشرت عالمان با ستمگران و سلاطين جور ، موجب تخفيف ظلم آنها شود ، بايد ملاحظه كنند كه آيا ترك معاشرت اهمّ است - زيرا ممكن است معاشرت موجب سستى عقايد مردم شود و موجب هتك اسلام و مراجع اسلام شود - يا تخفيف ظلم ، پس هر كدام اهمّ باشد ، به آن عمل كنند .
« مسألهء 2224 » اگر معاشرت و مراودهء عالمان با ستمگران ، شرعاً خالى از مصلحت باشد ، نبايد معاشرت كنند زيرا اين امر موجب اتّهام آنها خواهد شد .
« مسألهء 2225 » اگر ارتباط عالمان با ستمگران ، موجب تقويت يا تبرئهء ستمگران در نزد افراد بىاطّلاع شود يا موجب جرأت آنها گردد يا موجب هتك مقام علم شود ، ترك آن واجب است .
« مسألهء 2226 » هر يك از اقشار جامعه كه باعث ترويج مقاصد ستمگران و يا تقويت ظلم و شوكت آنان گردد ، مرتكب عمل حرام مىگردد و بر ساير مسلمانان لازم است كه آنها را نهى كنند و اگر تأثير نكرد ، از آنها اعراض كرده و با آنها معاشرت و معامله نكنند .
* مرتبهء دوم : امر و نهى به زبان ؛ پس با احتمال تأثير و وجود ساير شرايطى كه گذشت ، واجب است اهل معصيت را نهى كنند و ترك كنندهء واجب را به انجام آن امر نمايند .
« مسألهء 2227 » اگر احتمال بدهد كه گنهكار با موعظه و نصيحت ، گناه را ترك كند ، موعظه و نصحيت لازم است و نبايد از آن تجاوز كند .
رساله توضيح المسائل (فارسى) — صفحة 402
مساهمون: السيد عبد الكريم الموسوي الاردبيلي
ص٤٠٢