خريد زمين داده ، جزء مخارج حساب نمىشود ، اما مىتواند اجارهء آن را به همان ترتيبى كه گفته شد ، جزء مخارج حساب نمايد ؛ ولى اگر زراعت را بخرد ، پولى را كه براى خريد آن داده مىتواند جزء مخارج حساب نمايد و از محصول كم كند ؛ اما بايد قيمت كاهى را كه از آن به دست مىآيد ، از پولى كه براى خريد زراعت داده كسر نمايد ، مثلًا اگر زراعتى را پانصد تومان بخرد و قيمت كاه آن صد تومان باشد ، فقط چهار صد تومان آن را مىتواند جزء مخارج حساب نمايد .
« مسألهء 2005 » اگر وسايل و لوازمى را كه براى كشاورزى نياز دارد ، بخرد و به سبب زراعت ، آنها به كلّى از بين بروند ، مىتواند قيمت آنها را جزء مخارج حساب نمايد و اگر از بين نروند ، نمىتواند قيمت آنها را از مخارج حساب نمايد ، ولى همان گونه كه گفته شد ، مىتواند كرايهء آنها را جزء مخارج زراعت به حساب آورد .
« مسألهء 2006 » اگر در يك زمين ، جو ، گندم و چيزى مثل برنج و لوبيا كه زكات آن واجب نيست بكارد ، خرجهايى كه براى هر كدام از آنها كرده فقط براى همان حساب مىشود ؛ ولى اگر براى هر دو ، مخارجى كرده باشد ، بايد مخارج را به نسبت هر يك تقسيم نمايد .
« مسألهء 2007 » اگر براى سال اوّل عملى مانند شخم زدن انجام دهد ، اگرچه براى سالهاى بعد نيز فايده داشته باشد ، بايد مخارج آن را از سال اوّل كسر كند ؛ ولى اگر مثلًا عمل شخم زدن را براى اين كه چند سال مفيد باشد انجام دهد ، بايد مخارج آنها را بين همان چند سال تقسيم نمايد .
« مسألهء 2008 » اگر انسان در چند شهر كه فصل آنها با يكديگر اختلاف دارد و زراعت و ميوهء آنها در يك وقت به دست نمىآيد ، گندم يا جو يا خرما يا انگور داشته باشد و همهء آنها محصول يك سال حساب شوند ، چنانچه چيزى كه اوّل مىرسد به اندازهء نصاب باشد ، بايد زكات آن را هنگامى كه مىرسد بدهد و زكات بقيّه را هر وقت به دست آمد ادا نمايد و اگر آنچه اوّل مىرسد به اندازهء نصاب نباشد ، چنانچه نداند كه مجموع محصول به حد نصاب مىرسد يا نه ، صبر مىكند تا بقيّهء آن برسد ؛ پس اگر همهء
رساله توضيح المسائل (فارسى) — صفحة 359
مساهمون: السيد عبد الكريم الموسوي الاردبيلي
ص٣٥٩