مصرف كنند ، اگرچه به قدرى باشند كه چنانچه باقى مىماندند ، خشك شدهء آنها به اندازهء نصاب مىرسيد ، زكات آنها واجب نيست .
« مسألهء 1984 » اگر بعد از وجوب زكات و پيش از دادن آن ، خود او و زن و فرزندانش از انگور ، خرما ، جو يا گندم متعلّق زكات بخورند يا مثلًا بدون قصد زكات ، آن را به فقير بدهد ، بايد زكات مقدارى را كه مصرف شده بپردازد .
« مسألهء 1985 » اگر بعد از آن كه زكات گندم ، جو ، خرما و انگور واجب شد ، مالك آن بميرد ، بايد مقدار زكات را از مال او بدهند ؛ ولى اگر پيش از واجب شدن زكات بميرد ، هر يك از ورثه كه سهم او به اندازهء نصاب برسد ، بايد زكات سهم خود را بدهد .
« مسألهء 1986 » كسى كه از طرف حاكم شرع مأمور جمعآورى زكات است ، هنگام خرمن كه گندم و جو را از كاه جدا مىكنند و هنگامى كه وقت چيدن خرما و كشمش رسيد ، مىتواند زكات را مطالبه كند و اگر مالك ندهد و چيزى كه زكات آن واجب شده از بين برود ، بايد عوض آن را بدهد .
« مسألهء 1987 » اگر بعد از مالك شدن درخت خرما و انگور يا زراعت گندم و جو ، زكات آنها واجب شود ، بايد زكات آنها را بدهد .
« مسألهء 1988 » اگر بعد از آن كه زكات گندم ، جو ، خرما و انگور واجب شد ، زراعت و درخت را بفروشد ، بايد زكات آنها را بدهد .
« مسألهء 1989 » اگر شخصى گندم ، جو ، خرما يا انگور را بخرد و بداند كه فروشنده زكات آن را داده يا شك كند كه فروشنده زكات آن را داده يا نه ، چيزى بر او واجب نيست و اگر بداند كه زكات آن را نداده ، معامله صحيح است و احتياج به اجازهء حاكم شرع ندارد ، خصوصاً اگر بداند كه فروشنده به هنگام فروش ، پرداخت زكات آن را از مال ديگر خود به عهده گرفته است ؛ ولى چنانچه بعداً بفهمد كه فروشنده زكات را پرداخت نكرده است ، بر او واجب است كه زكات را بپردازد و مىتواند پس از آن به فروشنده مراجعه كرده و آن را از وى مطالبه كند .
« مسألهء 1990 » اگر وزن گندم ، جو ، خرما و كشمش ، هنگامى كه تازه است به
رساله توضيح المسائل (فارسى) — صفحة 356
مساهمون: السيد عبد الكريم الموسوي الاردبيلي
ص٣٥٦