« مسألهء 1431 » اگر پدر بعد از داخل شدن وقت نماز و گذشتن مقدارى از آن كه مىتوانسته در آن مدّت نماز بخواند بميرد ، بر پسر بزرگتر لازم است آن نماز را بدون نيّت ادا و قضا و به قصد ما فى الذمّه از طرف پدر بجا آورد .
« مسألهء 1432 » اگر پسر بزرگتر براى انجام قضاى نماز و روزهء پدر شخصى را اجير كند ، اجير بايد نماز و روزه را به نيابت از ميّت بجا آورد نه به نيابت از پسر .
« مسألهء 1433 » اگر پسر بزرگتر شك داشته باشد كه پدر نماز و روزهء قضا داشته يا نه ، چيزى بر او واجب نيست .
« مسألهء 1434 » اگر پسر بزرگتر بداند كه پدر او نماز قضا داشته و شك كند كه بجا آورده يا نه ، بايد آنها را قضا نمايد .
« مسألهء 1435 » اگر معلوم نباشد پسر بزرگتر كدام است ، قضاى نماز و روزهء پدر بر هيچكدام از پسرها واجب نيست ؛ ولى احتياط مستحب آن است كه نماز و روزهء او را بين خود قسمت كنند يا براى انجام آنها قرعه بزنند .
« مسألهء 1436 » كسى كه قضاى نماز پدر به عهدهء اوست ، لازم نيست فوراً آنها را بجا آورد ، اگرچه بهتر است به تأخير نيندازد .
« مسألهء 1437 » اگر ميّت وصيّت كرده باشد كه براى نماز و روزهء او اجير بگيرند ، بعد از آن كه اجير نماز و روزهء او را به نحو صحيح بجا آورد ، بر پسر بزرگتر چيزى واجب نيست .
« مسألهء 1438 » اگر پسر بزرگتر بخواهد قضاى نماز پدر را بخواند ، بايد در اجزا و شرايط نماز و احكام شك و سهو ، بر طبق تكليف خود عمل كند .
« مسألهء 1439 » كسى كه خودش نماز و روزهء قضا دارد ، اگر نماز و روزهء پدر هم بر او واجب شود ، هر كدام را اوّل بجا آورد صحيح است .
« مسألهء 1440 » پسرى كه مكلّف نشده ولى خوب و بد را تشخيص مىدهد و نماز و روزهء خود را به نحو صحيح به جا مىآورد ، مىتواند قضاى نماز و روزهء پدر خود را بجا آورد .
« مسألهء 1441 » اگر پسر بزرگتر پيش از آن كه نماز و روزهء پدر را قضا كند بميرد ، بر پسر دوم چيزى واجب نيست ، مگر اين كه قبل از گذشتن زمانى كه در آن مدّت
رساله توضيح المسائل (فارسى) — صفحة 264
مساهمون: السيد عبد الكريم الموسوي الاردبيلي
ص٢٦٤