بخواند ، ناچار باشد با تيمّم نماز بخواند و يا اين كه لباس او نجس باشد و يا عذر ديگرى داشته باشد ، چنانچه بداند يا گمان داشته باشد كه عذر او تا آخر وقت بر طرف خواهد شد ، نمىتواند در اوّل وقت نماز بخواند ، بلكه بايد صبر كند تا عذرش بر طرف شود و چنانچه عذر او بر طرف نشود ، در آخر وقت نماز بخواند و لازم نيست به قدرى صبر كند كه فقط بتواند كارهاى واجب نماز را انجام دهد ، بلكه اگر براى مستحبات نماز ، مانند اذان ، اقامه و قنوت نيز وقت داشته باشد ، مىتواند نماز را با آن مستحبات بجا آورد .
« مسألهء 780 » كسى كه مسائل نماز و شكيات و سهويات را نمىداند و احتمال مىدهد كه يكى از آنها در نماز پيش آيد ، بايد براى ياد گرفتن آنها نماز را از اوّل وقت تأخير بيندازد ؛ ولى اگر اطمينان داشته باشد كه نماز را به نحو صحيح تمام مىكند ، مىتواند در اوّل وقت مشغول نماز شود ؛ پس اگر در نماز مسألهاى كه حكم آن را نمىداند پيش نيايد ، نماز او صحيح است و اگر مسألهاى كه حكم آن را نمىداند پيش آيد ، مىتواند به احتمالى كه در نظرش صحيحتر است عمل نمايد و نماز را تمام كند ، ولى بعد از نماز بايد مسأله را بپرسد و اگر نماز او باطل بوده ، دوباره آن را بخواند .
« مسألهء 781 » اگر وقت نماز وسعت داشته باشد و طلبكار نيز طلب خود را مطالبه كند ، در صورتى كه ممكن باشد بايد اوّل قرض خود را بدهد و بعد نماز بخواند و همچنين اگر كار واجب ديگرى كه بايد آن را فوراً بجا آورد پيش آيد - مثلًا ببيند مسجد نجس است - بايد اوّل آن كار را انجام دهد - مثلًا مسجد را تطهير كند - و بعد نماز بخواند و چنانچه اوّل نماز بخواند ، معصيت كرده و صحّت نماز او خالى از اشكال نيست .
نمازهايى كه بايد به ترتيب خوانده شوند
« مسألهء 782 » بايد نماز عصر را بعد از نماز ظهر و نماز عشاء را بعد از نماز مغرب بخوانند و اگر عمداً نماز عصر را پيش از نماز ظهر و نماز عشاء را پيش از نماز مغرب بخوانند ، باطل است .
« مسألهء 783 » اگر به نيّت نماز ظهر مشغول نماز شود و در بين نماز به خاطر آورد كه