قُرُوح : جمع قَرْح ( قرح ) .
قرينه : علامت و نشانهاى كه قرين و همراه چيزى است و انسان را براى پى بردن به مطلب راهنمايى مىكند .
قَسَم : سوگند ؛ سوگند به يكى از اسماء خداوند براى انجام دادن يا ترك كردن كارى كه به سبب آن ، انجام دادن يا ترك كردن آن كار بر انسان واجب مىشود . شكستن قسم موجب كفّاره است .
قصد : نيّت ، تصميم و اراده .
قصد اقامه : تصميم و نيّت مسافر براى ماندن ده روز يا بيشتر در يك محلّ واحد .
قصد انفراد : نيّت فرادى ، قصد نماز گزار بر اين كه نماز او فرادى باشد نه جماعت .
قصد تشريع : انجام دادن عملى با اين قصد كه آن عمل جزء شريعت ، يعنى از دستورات شارع است ، با علم انجام دهنده به اين كه آن عمل از دستورات شارع نيست و يا با شكّ انجام دهنده به اين كه آيا جزء شريعت است يا خير ، مثل شستن بار سوم صورت و دست در وضو به صورتى كه ذكر شد . انجام دادن عمل با قصد تشريع حرام است .
قصد توطّن : نيّت و تصميم شخص بر اين كه محلّى را وطن خود قرار دهد .
قصد جزئيت : نيّت مكلّف مبنى بر اين كه چيزى جزء عملى باشد مثل نيّت جزئيت سورهء حمد نسبت به نماز .
قصد ده روز قصد اقامه .
قصد رجا رجا .
قصد عشره قصد اقامه .
قصد قربت : كار را به نيّت اطاعت و امتثال امر الهى انجام دادن ، تصميم براى نزديك شدن به درگاه الهى با انجام دادن كار ، مثل خواندن نماز و گرفتن روزه .
قصد قربت مطلقه : قصد امتثال امر و فرمانبرى از خداوند ، بدون اين كه امر معيّنى كه از طرف شارع آمده ، قصد شود .
قصد ندب : نيّت استحباب .
قصد الوجه : قصد عنوانِ حكم خاصّ عمل ، مثل قصد وجوب در نيّت نمازهاى يوميه و قصد استحباب در نيّت نماز شب .
قصر : كوتاه ، شكسته ؛ دو ركعتى خواندن نمازهاى چهار ركعتى .
قضا : انجام دادن عمل در خارج از وقت آن براى جبران آنچه از دست رفته است ، مثل قضاى نمازى كه در وقتش خوانده نشده است .
قضا در مقابل ادا قرار دارد .
قطب شمال و جنوب : دو طرف محور كرهء زمين ، شمالىترين و جنوبىترين نقاط كرهء زمين نسبت به خط استوا .
قنوت [ در نماز ] : دعا و ذكرى كه همراه بالا آوردن دو دست ، بعد از حمد و سورهء ركعت دوم نماز و قبل از ركوع به جا آورده مىشود و از مستحبّات نماز است .
قوى است : عبارتى جهت بيان فتواست و
استفتائات (فارسى) — صفحة 600
مساهمون: السيد عبد الكريم الموسوي الاردبيلي
ص٦٠٠