از آيهء فوق مىتوان ثبوت ارث براى جميع اقربا از مردان و زنان را استفاده كرد ، و ترديدى نيست كه اين مرد يا زن فعلى ، كه قبلًا مادر يا پدر بودهاند ، از نظر قرابت و خويشاوندى ، نزديكترين فرد به ميت ( فرزند فوت شده ) هستند ، پس آن دو ، از آنچه ميت به جاى مىگذارد ، نصيب مىبرند . « 1 » با دليل فوق ، اصل ارث ميان والدين و فرزند ( ميت اثبات مىشود . با ضميمه ادله ديگر از روايات اهل بيت عليهم السلام اثبات مىشود كه پدر و مادر از فرزند ( ميت ) به ترتيب ( ) و ( ) ارث مىبرند . « 2 »
دليل دوم : ثبوت ارث به دليل اولى الارحام
وَ اولوا الارحام بعضهم اولى بِبَعضٍ فى كتاب الله انّ الله بكل شئ عليم ؛ « 3 »
و خويشاوندان نسبت به يكديگر [ از ديگران ] در كتاب خدا سزاوارترند . همانا خداوند به هر چيز داناست .
ترديدى نيست كه مرد فعلى و زن فعلى ( مادر يا پدر تغيير جنسيت يافته ) از جملهء افراد « اولى الارحام » نسبت به ميت ( فرزند فوت شده ) مىباشند . پس از اموال و حقوق مربوط به ميت سهم الارث خواهند داشت . « 4 » علاوه بر آيات فوق ، روايات متعددى نيز وجود دارد كه براساس آنها ، آنچه معيار قرار مىگيرد تا شخص ، وارث ميت محسوب شود ، اقربيت در خويشاوندى نسبت به ميت است و اقربيت پدر و مادر كه تغيير جنسيت دادهاند هنوز ثابت است ، پس طبق ضوابط ، ايشان اولى به ارث بردن مىباشند و حاجب طبقات بعد مىشوند .
هامش
( 1 ) . ر . ك : احمد مطهرى ، مستند تحرير الوسيله ، ص 203 .
( 2 ) . در منابع روايى روايات متعددى به اين مضمون وجود دارد : فى رجل مات و ترك أبويه ، قال : للأب سهمان ، ولِلُامّ سهم .
يعنى : مردى مرده و وارث وى پدر و مادر هستند . حضرت صادق ( ع ) فرمود : براى پدر دو سهم ( ) و براى مادر يك سهم ( ) است ( ر . ك : وسائل الشيعه ، ج 26 ، باب 9 از ابواب ميراث الابوين والاولاد ؛ كافى ، ج 7 ، ص 91 ؛ تهذيب ، ج 9 ، ص 270 )
( 3 ) . سورهء انفال ( 8 ) ، آيه 75 .
( 4 ) . ر . ك : احمد مطهرى ، پيشين ، ص 204 .