عقلايى است ؛ چه اينكه انجام احتياطهاى شرعى براى خنثاى مشكل ، بسيار سخت و دشوار است . براى مثال ، خنثاى مشكل نمىتواند با هيچ فردى ، چه زن و يا مرد ازدواج كند . « 1 » در حالى كه اگر خنثاى مشكل به مرد تبديل گردد ، احكام خنثى از او برداشته شده و احكام مردها براى او ثابت مىگردد . نيز چنانچه خنثاى مشكل به زن تبديل شود ، احكام زنان براى وى ثابت مىگردد . « 2 » علاوه بر اين ، گفته شده كه تغيير جنسيت از نظر اخلاقى نيز مذموم است ؛ چون اقدام به تغيير جنسيت ، حاكى از « عدم رضايت فرد به خلقت خويشتن » و « تلاش براى تغيير خلقت الهى » است ، تا جايى كه گفته شده كه تغيير جنسيت به اين دليل ، حرام است . « 3 » در ارتباط با كلام فوق چند نكته بيان مىشود :
اولًا ، به صرف وجود يك نكتهء اخلاقى ، حرمت فقهى به عنوان يك حكم شرعى ثابت نمىشود . « 4 » آنچه به عنوان منابع فقه ثابت شده است عبارتند از : كتاب ، سنت ، عقل و اجماع . بنابراين ، استنباطات اخلاقى بدون استناد به يكى از منابع چهارگانهء فقهى ، حكم شرعى فقهى را اثبات نمىكند و هرگز نمىتوان آن را به عنوان يك حكم شرعى به شارع مقدس يا قانون گذار الهى نسبت داد .
ثانياً ، اقدام خنثاى مشكل به تغيير جنسيت و تلاش وى براى تبديل به يكى از دو جنس مرد يا زن ، به معناى : « عدم رضايت فرد از خلقت خويشتن » يا به معناى « تلاش براى تغيير خلقت الهى » نيست ، بلكه به معناى كوشش وى براى درمان بيمارى جسمى و خروج از اختلال هويت جنسى است . وى با تغيير جنسيت مىتواند به يكى از دو جنس مرد يا زن تبديل شده و از انجام احتياطهاى شرعى - كه نوعا خنثاهاى مشكل قادر به انجام آن نيستند - نجات پيدا كند . براى مثال ، امكان ازدواج با جنس مخالف خويش را پيدا مىكند .
هامش
( 1 ) . سيد محمد صدر ، منهج الصالحين ، ج 3 ، ص 643 ، مسألهء 3702 .
( 2 ) . همان ، ج 3 ، ص 643 .
( 3 ) . همان ، ج 3 ، ص 643 .
( 4 ) . همان ، ج 3 ، ص 643 .