لاحرج مذكور در آيهء اخير ، علاوه بر اينكه از عموميت و شمول بيشترى نسبت به آيهء وضو برخوردار است ، بيشتر مربوط به حرج عرفى است تا حرج ذاتى كه در آيهء وضو ذكر شده است . « 1 » وضعيت جسمى در خنثاى مشكل يا دو جنسى كامل ، مصداقى روشن از عسر و حرج و مشقت است كه زندگى را براى وى بسيار ناراحتكننده قرار داده است . رعايت احتياطهاى شرعى نيز براى آنان دشوار است . از اين رو ، آنان مىتوانند با تغيير جنسيت ، خود را به جنس مطلوب تبديل نمايند و چنانچه فرضاً تغيير جنسيت حرام باشد ، به دليل قاعدهء نفى عسر و حرج ، حكم تكليفى حرمت برداشته مىشود .
آيتالله سيد محمد صدر نيز معتقدات هرگاه كسى مانند خنثى ، گرفتار حرج و مشكل فراوان شده باشد جايز است تغيير جنسيت داده و جنسيت واحد اختيار كند تا از جهت انجام تكاليف شرعى در مشكل واقع نشود . وى مىگويد :
اينكه فرد از ناحيهء جنسيت فعلىاش ، و قبل از تغيير جنسيت ، چه دنيوى و چه دينى ، در دشوارى و مشكل شديد باشد ، مانند آن جايى كه شخص ، خنثى باشد . او از جهت رعايت احتياطهاى شرعى در سختى شديد است . او مىخواهد به جنس مرد يا زن تغيير جنسيت دهد ، تا به صورت معين و مشخص [ و به عنوان مرد يا زن ] وظايف شرعىِ خويش را انجام دهد . « 2 » ايشان در ادامه كلام فوق مىگويد : يكى از موانع شرعى براى تغيير جنسيت خنثاى مشكل ، وجود « ضرر » است . به عبارت ديگر ، تغيير جنسيت همراه با ضرر [ جسمى يا مالى يا . . . ] است ، و هر كارى كه همراه با ضرر و زيان باشد ، از نظر شرعى ممنوع است .
امّا در ادامه ، ايشان از اشكال فوق اين گونه پاسخ مىدهد كه تحمل اين ضرر ،
هامش
( 1 ) . مصطفى محقق داماد ، قواعد فقه ، ج 2 ، ص 85 .
( 2 ) . سيد محمد صدر ، منهج الصالحين ، ج 3 ، ص 643 ، مسألهء 3702 : « أن يكون الفرد فى حرج شديد من جنسه الفعلى قبل التبديل إمّا دنيوياً أو دينياً . كما لو كان خنثى ، وهو متحرج من احكامه الشرعية الاحتياطية ، كما هو المشهور فى حقه ، فهو يريد أن يتحول إلى إحد الجنسين الاخرين ، لكى يتقين عليه التكليف الشرعى » .