امام خمينى بر اين عقيده است كه :
اگر كسى از ورثهء ميت ، خنثى باشد ؛ يعنى هم عورت خاص مردان را داشته باشد و هم عورت خاص زنان ، در صورتى كه تشخيص و تعيين مرد بودن يا زن بودن او ممكن باشد و از نظر مرحجاتى كه شارع معين فرموده يكى از دو طرف احتمال رجحان يابد ، چنين خنثايى غير مشكل است و بر طبق مرجحات و معيارهاى شرعى عمل مىشود و در غير اين صورت ، خنثاى مشكل است . مرجحاتى كه شارع آنها را معتبر دانسته چند چيز است :
اول ، اينكه دائماً و يا غالباً از يكى از آن دو مجرا بول كند ، به طورى كه بيرون آمدن بول از آن مجراى ديگر ، نادر شمرده شود و اگر خروجش از آن ديگرى نادر نباشد محل اشكال است . پس ارث خنثى مطابق تشخيص است كه از طريق بول كردن يكى از دو مجرا به دست مىآيد : اگر از عورت مردانهاش بول مىكند ، ارث مردان را مىبرد ، و اگر از عورت زنانهاش بول كند ، ارث زنان را مىبرد .
دوم ، اينكه اگر از هر دو مجرا بول كند ، بايد ببيند دائماً يا غالباً از كدام مجرا زودتر بول مىآيد ، به طورى كه اگر يك نوبت از ديگرى زودتر خارج شود ، نادر شمرده مىشود . بنابراين ، اگر بول او غالباً از مجراى مردانهاش زودتر بيرون مىآيد ، او مرد است ، و اگر از مجراى زنانهاش زودتر بيرون مىآيد ، او زن است .
سوم ، اينكه ببيند ديرتر قطع شدن بول از كدام مجرا است . اگر در خنثايى هيچ يك از مرجح قبلى وجود نداشت ؛ اگر دائماً يا غالباً از يكى از دو مجرا ديرتر قطع مىشود ، طبق همان مجرا ارث مىبرد ، ولى در مرجح بودن اين
معيار اشكال است .
چهارم ، شمردن دندههاى خنثى است : اگر شماره دندههاى راستش بيشتر از دندههاى چپش باشد ، او مرد است ، و اگر در هر دو طرف برابر باشد او زن است .
پنجم ، اگر علامتهايى كه در شرع وارد شده در مورد خنثايى وجود نداشت : اگر چنانچه از نشانههاى مخصوص زنان ، مانند حيض ديدن همانطور كه زنان مىبينند و يا از نشانههاى مردان ، مانند روئيدن محاسن بر صورت در آن خنثى وجود داشته باشد ؛ به طورى كه اطمينان بياورد ، به حَسَب همان نشانهها
تغيير جنسيت از منظر فقه وحقوق (فارسى) — صفحة 121
مساهمون: محمد مهدى كريمى نيا
ص١٢١