تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تغيير جنسيت از منظر فقه وحقوق (فارسى) — صفحة 111

مساهمون:

ص١١١

بند دوم : ادلة مشهور بر عدم وجود جنس سوم

با توجه به مطالب پيش گفته ، حداقل دو دليل بر عدم وجود جنس سوم بيان شد كه عبارت است از : 1 . اصل مسلم فقهى ؛ 2 . ظهور آيات و روايات . از آن جا كه اين « اصل فقهى » از ادلهء شرعى ديگر ، مانند آيات و روايات استفاده شده است ، بنابراين ، « اصل فقهى » نمىتواند فى حد نفسه يك دليل مستقل محسوب شود . هم‌چنين ، آيت‌الله محمد حسن نجفى ، صاحب كتاب « جواهر الكلام » به « ظهور مستفاد از كتاب و سنت » بر عدم وجود جنس سوم استناد كرده است ، اما در عين حال ، وى با صراحت به هيچ آيه يا روايتى اشاره نمىكند . « 1 » با اين وجود ، برخى فقيهان ديگر ، به آياتى از كلام الله مجيد استناد كرده كه در ادامه به مهم‌ترين آن اشاره مىشود : دليل اول : للهِ مُلكُ السّموات و الارضِ يخلُقُ ما يشاء يهَبُ لِمن يشاء اناثاً و يهَبُ لِمَن يشاءُ الذكور ؛ « 2 » فرمانروايى [ مطلق ] آسمان‌ها و زمين از آنِ خداست ؛ هر چه بخواهد مىآفريند ؛ به هر كس بخواهد فرزند دختر و به هر كس بخواهد فرزند پسر مىدهد . وجه استدلال : ظاهر موهوب و بخشش در آيهء فوق آن است كه منحصر در پسر و دختر است . « 3 » دليل دوم : وَ ان‌َّهُ خَلَق الزوجينَ الذَكَرَ و الانثى مِن نُطفَةٍ اذا تُمنى ؛ « 4 » و اوست كه دو زوج نر و ماده را آفريد ، از نطفه‌اى هنگامى كه خارج مىشود ( و در رحم مىريزد ) . وجه استدلال : ظاهر مخلوق در آيهء فوق آن است كه مخلوق منحصر در دو نوع مذكر و مؤنث است . « 5 »
هامش
( 1 ) . جواهر الكلام ، ج 39 ، ص 277 - 278 . ( 2 ) . سورهء شورى ( 42 ) ، آيهء 49 . ( 3 ) . آيت الله ميرزا حسن بجنوردى ، القواعد الفقهية ، ج 2 ، ص 55 . ( 4 ) . سورهء نجم ( 53 ) ، آيهء 45 - 46 . ( 5 ) . ميرزا حسن بجنوردى ، القواعد الفقهية ، ج 2 ، ص 55 .